علم حقوق
· تاریخچه
|
|
در ادامه مطلب
برچسبها : علم - حقوق
بسم الله الرحمن الرحيم
زبان آذری زبانی است از خانواده زبانهای ایرانی باختری که در منطقه آذربایجان (آتورپاتکان) قبل از گسترش زبان ترکی رایج بوده است و امروزه گستره آن محدود شده است.
تاریخنویس و زبانشناس بزرگ ایرانی، احمد کسروی نخستین کسی بود که نمونههایی از این زبان و ارتباط آن را با زبان تاتی نشان داد و کتاب آذری یا زبان باستانی آذربایجان را در این مورد نوشت. زبانشناسان با اشاره به وجود زبانهای تاتی و هرزنی در چندین روستای آذربایجان شرقی، اردبیل ،نمین خلخال ،کلور، عنبران، پیلهرود، میناباد، مسجد محله حید میرزانق آنها را از بقایای آن زبان باستانی میداند.
پیشینه
آذري از ديدگاه واژهشناسي و دستور زبان فارسي و صرف و نحو زبان تازي (آذري با ياء مشدد) نسبت به آذربايجان يا آذربيجان را ميرساند (حريري درهالغواص ص 145) و چنين مينمايد كه اين نسبت حتي پيش از درآمدن اسلام به ايران، در ميان ايرانيان و تازيان شناخته بوده است. زيرا نام رستم فرخزاد سردار لشكر ايران در جنگ با تازيان كه خود از مردم آذربايجان بوده «رستم آذري» ياد شده است1 (ثعالبي غرر ص 738 _ مسعودي التنبيه ص 82)
همچنين عبدالرحمن بنعوف از زبان ابوبكر صديق خليفه اول، پيش از گشودن ايران بهدست تازيان آورده است كه او در پايان زندگي در رختخواب بيماري ميگفته است: «ولتألمن النوم علي الصوف الاذربي كما يألم احدكم النوم علي حسك ـ السعدان» (مجرد النحوي. الكامل ص 5) «يعني خواب بر روي پشمينه آذري مرا چنان ميآزارد كه هر يك از شما را خوابيدن بر روي خار خسك»
تازي نويسان نخستين سدهيهاي اسلامي، نام آذربايگان و نسبت بدان را گوناگون ياد كردهاند. زيرا فراگويي اين واژهها، آنچنان كه ايرانيان آنها را بر زبان ميآوردند، براي تازي زبانان دشوار بود، از اينرو، واژهي آذرپایگان (آذر+ پايگ + ان) را به كالبد زبان تازي ريخته «آذَربيجان» و «آذرَبيجان»2 و در نسبت دادن كسي يا چيزي بدان سرزمين گاه ياء مشدد را دنبال بخش نخست نام افزوده «اَذَري» و اَذري»3 و «الاَذَريه» و «الاَذريه» نوشتهاند و گاه به غير قياس ياء را دنبال بخش دوم آورده «اَذربي»4 و «اَذربي» (مجرد نحوي ص 5 و ياقوت ج 1 ص 128) و «الاَذَربيه» و «الاَذربيه» (سمعاني ج 3 ص 93) بهكار بردهاند. گاهي نيز، الف و نون را از پايان نام انداخته، نشانه نسبت را به بازمانده آن افزوده «اَذَرِبيجيه» و «اَذرَبِيجيه» (ياقوت معجم ج 1 ص 160) مينوشتند (صورت اذربيجيده كه در چاپ عكسي انساب سمعاني ليدن آمده، تصحيف اين واژه است).
چنانكه گفته شد نسبتهاي بالا در سه مفهوم «صوف اذرَيي» و «العجمالاذريه» و «لسان يالغه الاذريه» بهكار رفته و منظور از زبان آذري گونهاي گويش ايراني است كه از آغاز سدهيهاي اسلامي، تا نزديك به سدهي يازدهم هجري قمري، كم و بيش مردم آذربايگان بدان سخن گفته و چگامه ميسرودهاند.
زبان آذري در نوشتههاي پيشين پارسي، گاه: فارسي پهلوي (فهلوي و فهلويه)، راژي (رازي، راجي)، شهري نيز ناميده شده است. ليك نام ويژهي آن در ميان ايرانيان همانا «آذري»بوده است.
اين زبان شاخهاي از گروه زبانهاي ايراني غربي است كه در شمال غربي ايران زمين بدان سخن گفتهاند و با زبانهاي آراني و تالشي و گويشهاي خلخالي و همداني و زنجاني و تارمي و زبانهاي كردي و ارمني همبستگيهاي دور و نزديك داشته است.
پيش از اين برخي از نويسندگان به ناروا، «آذري» را به معناي زبان امروزي آذربايجان پنداشتهاند و ميرزا كاظمبيك دربندي براي نخستين بار در كتاب خود به نام «اوبشچايا گراماتيكا توركسگو تاتارسكو يازيكا» كه به سال (1255 هـ. ق / 1839 م.)، در شهر قازان به روسي به چاپ رسيده است، آذري را به اشتباه به مفهوم زبان تركي به كار برده و آن را به شمالي و جنوبي تقسيم كرده است (دائرهالمعارف اسلام متن تركي).
نويسندگان نامه دانشوران نيز در داستان ابوالعلاء معري و خطيب تبريزي، كه در پي خواهد آمد، «الاذربيه» را به اشتباه «زبان تركي» ترجمه كردهاند. ليك اصطلاح «آذري» به معناي تاريخي و دانشي و زبانشناسي و مفهوم درست خود، از سال 1304 هـ. ش ]خورشيدي[. پس از پراكندن رساله «آذري يا زبان باستان آذربايگان» نوشته دانشمندان ايراني آذربايگاني احمد كسروي در ميان دانشوران و زبانشناسان شناخته و متداول گرديده است.
كهنترين ماخذي كه در آن به زبان ويژه آذربايگانيان به نام «پهلوي» اشاره گرديده، گفته عبدالله بنمقفع دانشمند ايراني در گذشته به سال 142 هـ. ق / 709 م. (به نقل ابننديم در الفهرست) است كه گفته بوده: «زبانهاي فارسي (ايراني) عبارت است از پهلوي، دري، پارسي، خوزي و سرياني و پهلوي منسوب است به پهله كه نام پنج شهر است: اسپهان، ري، همدان، ماه نهاوند، و آذربايگان» (ابن نديم الفهرست ص 22).
گذشته از اين، ماخذ كهن ديگري كه در آن به زبان مردم آذربايگان ـ بيآنكه نامي بر روي آن گذارد ـ اشاره شده است، فتوح البلدان بلاذري است كه در دههي ششم سدهي سوم هجري (255 هـ. ق / 869 م.) نوشته شده است.
در اين كتاب دربارهي گشودن آذربايگان به دست تازيان مينويسد: «اشعث بن قيس، آنجا را حاد به حان گشود و پيش رفت و حان به زبان مردم آذربايگان حائر را گويند. (بلاذري ص 28) واژه حان در نوشته بلاذري بايد همان «خان»به معناي كاروانسرا و منزل باشد كه درباره آن ياقوت در معجم البلدان در زير ماده «خان لنجان» نوشته است «و هي عجميه فيالاصل و هي المنازل التي يكسنها التجار» (ياقوت ج 2 ص 341).
نويسنده البلدان (تاليف 278 هـ. ق / 891 م.) احمدبن ابي يعقوب اسپهاني معروف به يعقوبي، در گذشته به سال 292 هـ. ق / 904 م.، آذري را به مفهوم مردم منسوب به آذربايگان به كار برده نوشته است: «مردم شهرها و كورههاي آذربايگان، مردم در آميختهاي بودند از ايرانيان كهن «آذريه» و «جاودانيه» شهر «بذ» كه بابك در آن بود، سپس كه گشوده شد تازيان در آن نشيمن گرفتند. (يعقوبي، ترجمه ص 46).
حمزه اسپهاني (280 ـ 360 هـ. ق /893 ـ 970 م.) در كتاب «التنبيه علي حدوث التصحيف» از زبان يك ايراني نومسلمان همروزگار خود به نام زردشت پورآذرخور معروف به ابوجعفر محمدبن موبد متوكلي، زبان مردم آذربايگان را پهلوي ياد كرده، مينويسد: «ايرانيان را پنج زبان بود: پهلوي، دري، پارسي،خوزي، و سرياني. پهلوي زباني بود كه شاهان در نشستهاي خود بدان سخن ميگفتند و اين زبان منسوب است به پهله و پهله نام پنج شهر اسپهان و ري و همدان و ماه نهاوند و آذربايگان است (حمزه اسپهاني ص 23).
ابيالقاسم عبيدالله بنعبدالله معروف به ابن خردادبه در گذشته حدود سال 300 هـ. ق / 912م.، در كتاب خود به نام «المسالك و الممالك» زير عنوان «بلاد البهلويين» مينويسد: «الري و اصپهان و همدان و الدينور و ماه نهاوند و مهرجان قذق و ماسپدان و قزوين و بهامدينه موسي و مدينه المبارك» (ابن خرداد به ص 57). چنانكه ديده ميشود اين جغرافينويس در رده شهرهاي پهله، نامي از آذربايگان نبرده است!
ابوالحسن علي بن حسين مسعودي كه به سال 314 هـ. ق / 926 م.، از تبريز ديدار كرده، در كتاب «التنبيه و الاشراف» (تاليف 340 هـ. ق/ 951 م.) در شمردن نژادهاي هفتگانه، هنگامي كه از ايرانيان سخن ميدارد، آشكارا از «زبان آذري» نام برده مينويسد: «ايرانيان مردمي بودند كه قلمروشان ديار جبل بود از ماهات و غيره و آذربايگان تا مجاور ارمينيه و آران و بيلقان تا دربند كه بابالابواب است و ري و تبرستان و مسقط (ماساگت) و سيستان و كرمان و پارس و اهواز با ديگر سرزمين عجمان كه در وقت حاضر به اين ولايتها پيوسته است. همه اين ولايتها يك كشور بود و پادشاهش يكي بود و زبانش يكي بود و اگر در زباني تنها برخي واژهها و تركيب واژه يكي باشد، زبان يكي است. اگرچه در چيزهاي ديگر تفاوت داشته باشد. چون پهلوي و دري و آذري و ديگر زبانهاي ايراني (مسعودي صص 76-74).
جهانگرد بغدادي ابوالقاسم محمدبن حوقل (در گذشته حدود سال 370 هـ. ق / 980 م.) در كتاب «صورةالارض» كه آن را به سال (331 هـ. ق / 944 م.) پرداخته است در سخن راندن از آذربايگان و آران و ارمنستان مينويسد: «زبان مردم آذربايگان و زبان بيشتري از مردم ارمنستان فارسي و تازي است، ليك كمتر كسي به تازي سخن ميگويد و آنان كه به فارسي سخن گويند، به تازي نفهمند. تنها بازرگانان و زمينداراناند كه گفتوگو با اين زبان را نيك توانند. برخي تيرهها نيز اينجا و آنجا. زبانهاي ديگر ميدارند. چنانكه مردم ارمنستان و مردم دبيل و نخجوان و پيرامون آنها، به ارمني، مردم بردعه، به آراني سخن گويند و در آنجا كوه مشهوري است كه «قبق» ناميده ميشود و زبانهاي گوناگون فراوان از آن كافران ]منظور مسيحيان است[ در پيرامون آن كوه قرار گرفته است و بيشتر آنان زباني واحد و مشترك دارند» (كسروي ص 11). از نوشته ابن حوقل چنين پيدا است كه منظور او از فارسي يا زبان ايراني، همان زبان آذري است، نه زبان دري.
ابواسحاق ابراهيم بن محمد فارسي استخري، معروف به كرخي در كتاب «المسالك و الممالك» كه آن را به سال (346 هـ. ق / 957 م.) پرداخته است، در نام بردن از آذربايگان و ارمنستان و آران مينويسد: «زبان مردم آذربايگان و ارمنستان و آران فارسي (ايراني) و تازي است جز مردم دبيل و پيرامون آن كه به ارمني سخن ميگويند و نواحي بردعه كه زبانشان، آراني است» (استخري صص 191-192).
ابوعبدالله محمدبن احمدبن يوسف كاتب خوارزمي در مفاتيح العلوم (نوشته به سالهاي 367-372 هـ. ق / 977-982م.) سخن پيشينيان را در اين باره تكرار كرده، مينويسد: «فهلويه يكي از زبانهاي ايراني است كه پادشاهان در نشستهاي خود بدان سخن ميگفتهاند. اين زبان به پهله منسوب است و پهله نامي است كه بر پنج شهر اطلاق ميشده: اسپيهان، ري، همدان، ماه نهاوند، و آذربايگان. (خوارزمي، ترجمه ص 112).
ابوعبدالله بشاري مقدسي در كتاب «احسن التقاسيم» كه آن را به سال (375 هـ. ق/985 م.) نوشته است در شرح جغرافياي جهان اسلام كه از پيش خود، آن را بخشبندي نويني كرده و سرزمين ايران را هشت اقليم شمرده است، مينويسد: «زبان مردم اين هشت اقليم عجمي است جز اينكه برخي از آنها، دري و برخي باز بسته (منغلفه = پيچيده) است و همگي را فارسي (ايراني) نامند». سپس كه از اقليم «رحاب» كه به گمان او سرزمينهاي آذربايجان و آران و ارمنستان را در بر داشت، سخن ميدارد مينويسد «زبانشان خوب نيست در ارمنستان به ارمني، در آران به آراني، سخن ميگويند، فارسيشان را توان فهميد در حرفها به زبان خراساني ماننده و نزديك است (مقدسي ترجمه ص 552).
محمدبن اسحاق معروف به ابن نديم در الفهرست كه آن را به سال (377 هـ. ق/ 978م.) نوشته، گفته ابن مقفع و متوكلي را باز گفته، مينويسد: «زبانهاي فارسي (ايراني) عبارت از پهلوي، دري، پارسي، خوزي و سرياني است. پهلوي منسوب است به پهله كه نام پنج شهر است: اسپهان، همدان، ماه نهاوند و آذربايگان (ابن نديم ص 19).
داستاني از نيمه نخستين سدهي پنجم هجري در انساب سمعاني (555 هـ. ق/ 1160 م.) زير نام تنوخي يا ابوالعلاء معري (363-447 هـ./ 973-1055 م.) سخنور و انديشمند تازي و ابوزكريا يحيي بن علي خطيب تبريزي (در گذشته به سال 502 هـ./ 1109 م.) آورده شده كه ياقوت هم آن را در معجم الادبا (جز سوم ص 135) بازنويسي كرده است.
در اين داستان، ابوزكريا درباره هوشمندي استادش گزافه سرايي كرده ميگويد: «روزي در مسجد معرةالنعمان روبهروي هم نشسته بوديم و من چيزي از نوشتههايش را به او ميخواندم، سالها بود كه من در نزد او بودم و در آن مدت كسي از همشهريانم را نديده بودم. ناگهان يكي از همسايگانمان براي گزاردن نماز به مسجد درآمد. او را ديدم، شناختم و از خوشي، حالم بگرديد. ابوالعلاء دريافته گفت: تو را چه شد؟ گفتم پس از سالها، يكي از همشهريانم را ديدم كه به مسجد درآمد. به من گفت: برخيز با او سخن بدار، گفتم: تا كارمان پايان گيرد. گفت برخيز من در انتظار تو ميمانم. پس برخاستم و با او به زبان آذري (اذربيه) گفتوگوي بسيار كردم و هر چيزي كه ميخواستم از او پرسيدم، چون به نزد او بازگشته دوباره روبروي وي نشستم، به من گفت اين چه زباني بود؟ گفتم زبان مردم آذربايگان است. گفت: من اين زبان را نميشناسم و آن را نميفهمم، ليك هر آنچه شما بهم گفتيد به ياد سپردم، آن گاه واژه به واژه هر آنچه ما با يكديگر گفته بوديم، باز گفت: همسايهمان سخت در شگفت شد و گفت:چگونه ميتواند چيزي را كه نميفهمد به ياد سپارد؟! (سمعاني ج 3 ص 90).
در نامه دانشوران كه اين داستان را ياد كردهاند چون ترجمه كنندگان در سرتاسر تاريخ، زبان ديگري براي مردم آذربايگان نميشناختهاند. «اذربيه» را «زبان تركان» ترجمه كرده، گروهي از دانشوران غربي از جمله گاي له استرنج را (ترجمه انگليسي نزهت القلوب) به اشتباه انداختهاند. (نامه دانشوران چاپ دوم ج 2 ص 213). از نوشتههايي كه در اينجا ياد كرديم و چنين برميآيد كه تا آغاز سدهي پنجم هجري همه نويسندگان، تنها به نام بردن از زبان آذري بسنده كرده و هيچ نمونهاي از آن به دست نميدهند و واژه و عبارت و شعري از آن در نوشتههاي خود نميآورند. ليك از سدهي پنجم به اين سو، در برخي از فرهنگها و كتابها، جسته و گريخته واژهها و جملهها و دو بيتيهايي از اين زبان نمونه داده ميشود كه از ديدگاه شناخت چه بود اين زبان ايراني، بسيار پر ارج و گرانبها است و با پژوهش اين نمونهها است كه جايگاه زبان آذري در ميان زبانهاي ديگر ايراني شناخته ميشود و روشن ميگردد و همبستگي آن با ديگر گويشهاي ايراني و زبان پهلوي و دري آشكار ميشود.
در نيمه يكم سدهي پنجم هجري، براي نخستين بار در كتاب «الابنيه عن حقايق الادويه» نوشتهي ابومنصور موفقالدين بن علي الهروي (زنده در سال 447 هـ. ق.) زير عنوان «جلبان» از يك واژه آذري بدينسان ياد شده است: «جلبان بر وزن قربان، غلهاي شبيه به ماش كه در يزد و كرمان ميخورند. جلبان را به قزوين خلر به آذربايجان گلول به خراسان گروهي مُلك گويند (ابومنصور ص 91ـ كيا آذربايگان ص 21).
ماخذ ديگري كه در آن چند واژه آذري ياد گرديده است، لغت فرس (تاليف حدود 458 هـ. ق.) نوشته ابومنصور احمدبن علي معروف به اسدي توسي است كه خود در همان روزگار در آذربايگان و آران ميزيسته و فرهنگ خود را در همانجا براي چامه سرايان آذربايگاني و آراني ـ كه معناي برخي واژههاي مهجور پارسي دري و گويشهاي ديگر ماوراءالنهر و خراسان از سغدي و ختني و تخاري و جز آنها را كه در زبان شعر و ادب ايران به كار ميرفت، درنمييافتند و ناچار نميتوانستند در سرودههاي خود از آنها بهره يابند ـ نوشته است.
در دست نوشت كهني از اين فرهنگ كه به سال 772 هـ. ق/ 137 م. نوشته شده (كيا، مجله ادبيات س 3 ش 3) ده واژه از زبان مردم آذربايگان از جمله: «برز، پور، رجه، رژد، سهراب، شكم خواره، گريوه، گله، مارلوز» ياد شده كه اگر اينها نوشتهي خود اسدي توسي باشد، بايد آنها را از كهنترين نمونهها و واژههاي ديگر همچون، چراغله، شم، كام، كنگر، ملاص، نهره» از زبان آذري ديده ميشود كه گمان ميرود دارندگان آذربايگاني اين دستنوشتها، اين واژهها را سپس در متن يا حاشيه كتابهاي خطي خود افزودهاند و اگر زمان كاربرد آنها، سدهي پنجم هجري هم نباشد، به هر سان از واژههاي زبان آذري شمره ميشود و با ارزش هستند (كيا، آذربايگان ص 29).
باز در نسخه ديگري از اين واژهنامه، چند نمونه آذري از جمله: «انداسنسته»، «بلسك»، «پافتاوه»، «خسينسته»، «داهول»، «دلموت» «فرقوط»، «گمانه»، «گاوآهن» ياد گرديده (ابومنصور توسي، لغت فرس مجتبايي و صادقي ص 234).
از سدهي ششم، به جز يك واژه از گويش آذري مردم خوي («امله» به معناي كسي كه لكنت زبان دارد) انساب سمعاني)، نوشته يا نمونهاي از زبان آذري، تاكنون در كتابهاي پارسي و تازي به دست نيامده است.
در دو دهه نخستين سدهي هفتم هجري، ياقوت حموي نويسنده كتابهاي معجمالادبا و معجمالبلدان (تاليف 623 هـ. ق/ 1226 م.) كه در جهانگرديهاي خود از آذربايگان نيز گذشته، و به سال 610 هـ. ق 1213 م. در تبريز بوده و آگاهيهاي فراواني از سرزمين و مردم اين سامان داشته است، در معجمالبلدان در زير ماده «اَذرَبيجان» عبارتهايي آورده (در پانوشت شماره 3 ياد شده) نوشته است: «مرز آذربايگان از سوي شرق بردعه (؟) و از سوي مغرب ارزنجان است و از سوي شمال به شهرهاي ديلم و گيلان و تارم (؟) ميرسد و آن سرزميني است بس فراخ از شهرهاي نامدارش تبريز است كه اكنون پايتخت و بزرگترين شهر آنجا است. پايتختش پيشترها، مراغه بود. از شهرهايش: خوي، سلماس، ارميه، اردبيل، مرند و جز اينها است و از آنجا سرزميني نيك و كشوري بزرگ و بيشتر كوهستاني است. در آنجا دژهاي فراوان هست و خيرات گسترده و ميوههاي فراوان. من جايي پرباغ و بوستانتر از آنجا نديدهام و هم از فراواني آبها و چشمهها، در آنجا نيازي نيست كه كسي براي آوردن آب به هر جايي برود، زيرا در زير پايشان و به جا كه بنگري آبها روان است، آبي خنك و پاكيزه. مردمش گشادهرو و سرخ چهره و لطيف پوستند، براي آنان زباني است كه به آن آذري (الاذريه) ميگويند و جز خودشان كسي آن را نميفهمد. در مردم آنجا گونهاي نرمخويي و نيكرفتاري هست، جر اينكه در سرشت آنان خست چيره است. اين سرزمين جايگاه فتنه و جنگ است، چيزي كه هيچگاه از آنجا دور نميشود، به اين انگيزه، بيشتر شهرها و روستاهايش ويران است. در اين روزها زير فرمان جلالالدين منكبرني پسر محمدبن تكش خوارزمشاه است ...» (ياقوت، معجم البلدان ج 1 ص 128-129).
ياقوت باز هم در همين كتاب زير ماده ... «فهلو» همان سخنان حمزه اسپهاني و پيشينيان را باز گفته و از زبان شيرويه پسر شهردار افزوده است: «شهرهاي پهله هفت تاست: همدان، ماسبذان، قم، ماه البصره (نهاوند) صيمره، ماهالكوفه (دينور) و كرمانشاهان و سرزمينهاي ري، اسپهان، قومس، تبرستان، خراسان، سيستان، كرمان، مكران، قزوين، ديلم و طالقان، جزو شهرتهاي پهله نيستند (ياقوت ج 4 ص 281)و
از نوشتههاي ياقوت چنين پيداست كه در آغاز سدهي هفتم، يعني در سالهايي كه ايران زمين ميدان تاخت و تاز لشكريان خونخوار مغول بود، هنوز زبان آذربايگانيان و تبريز دست نخورده باز مانده بود و از تركي گويي در آنجا اثري نبود و اين موضوع را نوشتهي زكريا بن محمد قزويني در آثار البلاد (تاليف 674 هـ. ق / 1275 م.) كه ميگويد: «هيچ شهري از دستبرد تركان محفوظ نمانده است مگر تبريز» استوار ميگردد (زكرياي قزويني، بيروت ص 339).
دو قصيده بلند به زبان آذري از سدهي هفتم در دست نوشتي از زينهالمجالس (كتابخانه اياصوفيا شماره 2051) كه به سال 730 هـ. ق، به دست محمدبن احمد السراج تبريزي نوشته شده، بازمانده است كه نمونهاي از يك گونه آذري اين دوره به شمار ميآيد.
نويسنده اين گفتار با پژوهشهايي كه انجام داده است، چنين گمان ميبرد كه قصيدهي نخستين كه در شكايت از روزگار است، به نام امير مجيرالدين يعقوب فرزند ملك عادل ابوبكر بن ايوب از خاندان ايوبيان جزيره (ميافارقين) سروده شده است كه سپس از دوستان و همراهان سلطان جلالالدين خوارزمشاه شد (نسوي، سيره، صص 207ـ 246) و در ميان سالهاي 620-626 هـ. ق. احتمالا به آذري غربي و در شهر اخلاط سروده شده است.
يكي از اين قصيدهها، داراي پنجاه و هفت بيت و ديگري بيست و نه بيت است و برخي ويژگيهاي صوتي و دستوري و لغوي زبان آذري در آنها هويداست و ميتوان آنها را از كهنترين نمونههاي آذري از نواحي غرب آذربايجان به شمار آورد (اديب توسي، نشريه دانشكده ادبيات تبريز س. ش 4 صص 407-367).
افزوده بر اين قصيدهها، چند واژهي آذري نيز از اين سدهي در نوشتهها آورده شده كه يكي از آنها از زبان بابامزيد (مرگ 655 هـ. ق./ 1257 م.) در كتاب «روضات الجنان» كربلايي حسين نوشته شده كه ميگفته: «عبدالرحيم «بوري بوري» (بيابيا) و اين همان واژهاي است كه جلالالدين مولوي بلخي (604-673) در مثنوي از زبان شمس تبريي كه به زبان آذري سخن ميگفته، تكرار كرده است.
از آن جمله است بيست واژه آذري در حاشيه صفحههاي دست نوشت فرهنگ «البلغه» كه به سال 688 هـ. ق./ 1269م. به دست عبدالملك بن ابراهيم بن عبدالرحمان قفالي تبريزي نوشته شده و به دست ما رسيده است (نسخه خطي كتابخانه چستربيتي، دبلين شماره 305) (قفقالي، دست نوشت، البلغه نسخه عكسي كتابخانه مركزي دانشگاه تهران). اين واژههاي آذري، براي نخستين بار از سوي شادروان مجتبي مينوي در ششمين كنگرهي تحقيقات ايراني كه به سال 1355 هـ.ش. در تبريز برگزار گرديده بود، شناسانيده شد، ليك درباره آنها تا دير زماني مطلبي نوشته نشده بود. نويسنده اين گفتار نيز، سپس دو واژه «نشخور» و «مهره» را از همان دست نوشت يافته ]و[**** شماره آنها را به بيست و دو رسانيد كه در يادنامه سلطان القرايي با توضيحاتي چاپ شده است و در همين مجموعه نيز آمده است.
از نيمه دوم اين سدهي، تك واژه آذري «جولخ از گويش مردم خوي در كتاب آثار البلاد قزويني (تاليف 674 هـ. ق. 1275 م.) ياد شده (قزويني، كيا، آذربايگان، ص 9).
از همام شاعر تبريزي (714-636 هـ. ق./ 1314-1238 م.) كه بيشترين سالهاي زندگاني خود را در سدهي هفتم هجري گذرانيده، يك تك بيت آذري در پايان غزلي به فارسي و يك غزل ملمع آذري ـ پارسي كه شش مصرع و يك بيت آن تماما به گويش آذري تبريز است، بازمانده كه هر دو در ديوان شاعر (ص 134) و در كليات عبيد زاكاني (صص 142-126) به چاپ رسيده است.
پينوشتها:
1ـ «و ندب يزدجرد صاحب جيشه رستم الاذري، حرب العرب»
2ـ آذرَبِيجان اعجمي و معرب بقصرالالف و اسكان الذال و همزه في اولها اصل، لان اذر مضموم اليه آخر و روي عن ابوبكر رضيالله عنه، انه قال عليالصوف الاذري و رواه ابوزكريا اَلاَذَري به فتح الذال علي غير قياس (ابومنصور جواليقي المعرب من كلام الاعجمي علي حروف المعجم ص 35).
3ـ قال النحريون النسبه اليه اَذَري بالتحريك و قيل اذري بسكون الذال لانه عندهم مركب من اذر و بيجان فالنسبه الي الشطر الاول و قيل اَذَربي كل قدجاء و هو اسم اجتمعت فيه خمسه موانع من الصرف: العجمه، التعريف و التانيث و التركيب و لحاق الالف و النون مع ذلك، فانه اذا زالت عنه احدي هذه الموانع بطل حكم ابواقي ...» (ياقوت معجم ج 1 ص 128).
4ـ «الاَذرَبي» منسوب الي اَذرِبيجان علي غيرقياس، هكذا تقول العرب و القياس ان يقول بغير باء» (ابن اثير، النهايه غي غريب الحديث ص 22)
[ویرایش]
بررسي روند جايگزيني زبان آذري كنوني به جاي «آذري مادي»
اکثر دانشمندان ايران و عرب و شرق شناس، در بيان ريشهي تاريخي زبان ديرين مردم آذربايجان، معتقدند که زبان باستاني آذربايجانيان بازمانده و متحول شدهي زبان مادها است و ريشهي آريايي دارد که مورخين و جغرافي نويسان اسلامي و عرب آن را فارسي(ايراني)، فهلوي و آذري خواندهاند. مطالعهي متون و منابع قديم و جديد، گفتارها و نظريات مدون بسياري از دانشمندان نام آور ايراني، عرب و مستشرقين دربارهي زبان باستان مردم آذربايگان، بيانگر اين حقيقت است که هيچ يک از اين دانشمندان نه ترکي را زبان اصلي مردم آذربايجان شمرده اند و نه آن را ريشهي زبان آذري دانسته اند. بلکه بر اين باورند که در اثر هجوم ترکهاي آسياي مرکزي به آذربايجان و ساير عوامل که عموما در فاصله سدههاي پنجم تا هفتم هجري رخ داده است و تداوم اين تهاجمات که ذيلا به آنها اشاره خواهيم کرد، زبان ترکي، که در واقع بايسته است آنرا زبان وارداتي و مهمان ناخوانده بخوانيم بتدريج زبان اصيل و ريشه در تاريخ مردم آذربايجان، يعني "آذري مادي" را به بوتهي فراموشي سپرده، خود جاي آنرا گرفته است.
ولي نويسندگان ساکن ماوراي ارس (اران)، يا در راستاي اهداف منويات خويش و يا در اجراي منويات سياسي مرکز نشينان آن خطه، طريق تسامح و تجاهل پيش گرفته و در بارهي زبان و پيشينه تاريخي مردم خود، نظريات پيچيدهي گمراه کننده و بي اساس ارائه ميدهند، که بدون ترديد آبشخور سياسي داشته و اجراي اين شيوه از دوران تزارهاي روس اجراء ميشده و سياستگران تزاري براي بسط اقتدار و سياست توسعه طلبي خود نميخواستند مردم از گذشته خويش و قوميت و مليت خود با خبر شوند. پروفسور سليمان عليارلي يکي از مورخين جمهوري آذربايجان مينويسد:
"ظهور ترکان آذربايجان(1) بمنزله يک ملت بزرگ در گسترهي تاريخ، در عرصه علم الاجتماع يکي از موضوعات اشتياق بر انگيز و جذاب است. اما تا کنون تاريخ نگاران از ديدگاه علمي به موضوع نپرداخته بلکه آنرا از منظر سياست ديرين و رايج امپراتوري ملحوظ نظر داشته و همواره ميکوشيدند طبق ارائهي رهنمودهاي مرکز امپراتوري، ملتي را از تاريخ حيات و هويتش دور دارند. بي سبب نيست که پرداختن فرهيختگان بومي به مسئلهي ظهور آذربايجانيان در پهنهي تاريخ، موجبات رنجش خاطر و نارضائي دانشمندان سنت پترزبورگ و مسکو را فراهم ميکرد. اين مسئله خود به خود پديد نيامده بود، بلکه قدرت برخاسته از مرکز، به منظور راه برد و بسط سياست عظيم خود در همهي زمينهها، مدام ميکوشيد تا مردم تحت انقياد و آقايي خود را به راهي کشد که از گذشتههاي دور و نزديکشان بي خبر سازد و در ترکيبي از جامعه شناسي که خود مبدع و مبتکر آن است، قرار دهد. تاريخ آذربايجان، از گذشتههاي دور تا سالهاي (1870 م)، از انتشارات دانشگاه دولتي م. ا. رسول زاده، ج 1، بخامهي هيئت استادان، بخش6 و 7 بقلم سليمان عليارلي، ترجمهي (ي.خ.آ) .
احمد کسروي تبريزي، مورخ و محقق و زبان شناس نامدار ايران و جهان، افزون بر تحقيقات محلي و علمي در بارهي زبان مردم آذربايگان، با دستيابي به ريشهي اصلي زبان آذري و با عنايت به اسناد و مدارک و نوشته هاي بسياري از نويسندگان عرب و ايراني و شرق شناسان، معتقد است که زبان" آذري"، يکي از شاخه هاي زبان پهلوي است و لاغير که بعد از حملهي اعراب و هجوم اقوام ترک همچنان به حيات خود ادامه داده است. اما با پا گرفتن زبان ترکي در آن ديار، رفته رفته زبان " آذري" رو به ضعف و نابودي نهاده است. گو اينکه هنوز در پاره اي از روستاها و بخش هاي آذربايجان نقشي و نشاني از آن باقي است، اما با گسترش روز افزون ارتباطات و رسانه هاي جمعي و ديگر ابزارهاي ارتباطي، طولي نمي پايد که اين مختصر اثر بازمانده نيز در غروب بي خيالي مسئولين افول ميکند.
زندهياد دکتر محمد جواد مشکور دربارهي آمدن قبايل ترک به آذربايجان مي نويسد:
"از حوادث مهم زمان وهسودان(2) بن مملان مهاجرت گروهي از ترکان غز به آن استان بود که نخستين هستهي ترک را در آذربايجان تشکيل ميدهند، که در آغاز سلطان محمود غزنوي در سفر به ماوراء النهر با خود به ايران آورد.
آنان را که قريب پنجاه هزار تن بودند در خراسان نشيمن داد .... "نظري به تاريخ آذربايجان، دکتر محمد جواد مشکور، ج 1، تهران 1339، ص 152
در سال 416 هجري قمري، سلطان محمود غزنوي اجازه داد فوجي ديگر از ترکان سلجوقي از رود جيحون بگذرند و در خراسان سکونت گزينند. اين ترکان بالغ بر چهار هزار خانوار با خيمه و خرگاه از رود گذشته و اندر بيابان سرخس و فراوه و باورده (ابيورد) فرود آمدند و رحل اقامت افکندند. اما پس از چندي، گروهي از ايشان سر به طغيان برداشته از راه کرمان رهسپار اصفهان شدند و از آنجا يغما کنان به آذربايجان رفتند. و امير وهسودان مملان، آمدن آنان را مغتنم شمرده، از وجود آنها سپاه خويش را تقويت نمود.
مورخ معروف ارمني، چامچيان در حوادث سال 1021 ميلادي (400 خ)، مينويسد:
"در اين سال ترکان که همچون تند سيلي به آذربايجان رسيده بودند، به ارمنستان و به ناحيهي واسپورکان هجوم آوردند و چنان وحشت در دلها افکندند که پادشاه سلسلهي آرجرونيان ارمنستان، تختگاه خود را به امپراتور روم شرقي واگذار کرد و خود با خانواده و سپاه و يک سوم از مردم کشورش، واسپورکان که به چهارصد هزار تن ميرسيدند به شهر سيواس آناطولي پناه برده، در آنجا اقامت گزيدند " (نظري به تاريخ آذربايجان، ص 154)
سرانجام ترکان مذکور به دو دسته تقسيم شدند. گروهي به ري و گروه ديگر به همدان و قزوين رفتند. احتمالا تاريخ سازان آنسوي ارس اين تهاجم را بخاطر آورده، پس از گذشت سالهاي بسيار تجديد مطلع کرده، در کتب درسي کشورشان مرزبندي ماليخوليايي آذربايجان (اران) را تاري و همدان و قزوين امتداد داده اند.
" طرح روي جلد کتاب نقشهاي است که محدودهي قفقاز و استانهاي آذربايجان شرقي، غربي، اردبيل، زنجان و بخشهايي از استان قزوين، همدان و کردستان را در داخل يک مرز و زير پرچم آذربايجان نشان ميدهد ... قلمرو کنوني جمهوري آذربايجان برنگ زرد پر رنگ و بقيه مناطق زرد کمرنگ چاپ شده، و بقيهي خاکايران سفيد رنگ است. اين محدوده تداعي کنندهي وطن بزرگ آذربايجان از دربند تا قزوين است ". فصلنامه هستي، دورهي دوم، سال چهارم، شماره 13، بهار 1383 صص 114-115 .
شگفتا که اين کتابها موقعي به ايران ميرسد که دو کشور اخيرا قراردادهاي مودت آميز امضاء کردهاند و دوستداران هر دو کشور، آرزومندند تا موانع باز دارنده، براي ممانعت از شيطنت هاي اينچنين ايجاد شود.
چنانکه اشاره شد اولين گروه ترکان در زمان حکومت سلطان محمود غزنوي به آذربايجان رسيدند، (تاريخ کامل ابن اثير، حوادث سال 420 ه.ق). اما بعد از آمدن اين گروه، پاي سلجوقيان به اين خطهي بلا ديده گشوده ميشود و نفوذ روز افزون مييابد. با آمدن سلجوقيان به آذربايجان که خود از نژاد ترک بودند، راه براي ورود ترکان بيشتر به آن سرزمين هموار شد. ابن اثير در حوادث سال 456 هجري مينويسد:
" چون آلب ارسلان سلجوقي به مرند رسيد، يکي از اميران ترکمان که طغتکين نام داشت با گروه انبوهي از ايل و تبار خود به آذربايجان آمد. قبايل نيم وحشي ترک که در همه جاي آن ديار پراکنده شده بودند، از آزار و اذيت مردم فروگذار نمي کردند. " (نظري به تاريخ آذربايجان، ج 1، صص 157-158)
حوادث متناوب يکي بعد از ديگري آذربايجان را آماج تهاجمات پياپي قرار داد. بعد از سلجوقيان، دورِ سلسله جنباني ترکان آتاباي يا اتابکان آغاز و با نفوذ اين اقوام و گسترش زبان ترکي، سيطرهي زبان آذري، محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد.
بعد از سلجوقيان قوم ايلغارگر مغول که اغلب لشگريان از طوايف ترک بيابانگرد نيمه وحشي بودند، روي به جانب آذربايجان آوردند. نخست يک دسته از آنان در 616 هجري به آن سرزمين حمله بردند، غرامت و غنيمت بي حساب از مردم تبريز ستاندند و رفتند. و بار ديگر که حمله آوردند سال 628 بود. سلطان جلالالدين خوارزم شاه را وادار به عقبنشيني کرده، تبريز را مرکز حکومت و تختگاه خويش ساختند. و لذا با کثرت قوم مغول در آن خطه بازهم نفوذ زبان وارداتي ترکي در آذربايجان وسعت يافت. بعد از مغولها نوبت به ساير اقوام ترک ميرسد که عبارت از جلايريان، آق قويونلوها، قراقويونلوها، تيموريان و غيره بودند که اغلب مقر حکومت وحکمراني آنان آذربايجان بود. چنانچه بخواهيم شرح وقايع و رخدادهاي هر دوره از اقوام را در اين مقال آوريم، شرح مثنوي هفتاد من کاغذ شود، گرچه براي تکميل آگاهي ضرور مينمايد. عليهذا از شرح يورشهاي اقوام مختلف به آذربايجان عنان زبان در ميکشيم و از تهاجمات پياپي عثمانيان به آن خطه که هربار مدتهاي مديد آن سرزمين بلاديده را تحت اشغال خود ميداشتند، ميگوييم.
و اينک شرح تهاجمات عثمانيان را به اختصار مينگاريم:
ـ بعد از شکست شاه اسماعيل در چالدران در سال 920 سلطان سليم عثماني راه آذربايجان را بروي ترکان باز کرده لشکر عثماني به تبريز درآمد و خزاين ايران را به يغما برد.
ـ در زمان سلطنت شاه طهماسب اول (930 – 984) لشکر سلطان سليمان اول به فرماندهي وزير خود ابراهيم پاشا به آذربايجان حمله کرد و تبريز را اشغال نمود.
ـ در زمان سلطان محمد خدابنده (985- 996) سلطان مراد ثالث (982 – 1003) پس از خبر يافتن از مرگ شاه اسماعيل دوم سردار مشهور خود را موسوم به اوزد ميرزاده عثمان پاشا با سپاهي گران به آذربايجان فرستاد و در (993)، تبريز را اشغال کرد و اين خطه مدت هجده سال در تصرف دولت عثماني بود.
ـ در حوالي سال (1284 ه ق . / 1905 م)، عثماني ها اختلافات مرزي را بهانه کردند و لاهيجان را به تصرف خود در آوردند
ـ در دوره جنگ جهاني اول (1914-1918 م.) قواي عثماني قسمت غربي آذربايجان را اشغال کردند و در هشتم ژوئن (1917 م.) به تبريز آمدند و يک حکومت طرفدار ترکها در آنجا برقرار ساختند. تاريخ مذکور مصادف است با زماني که انقلاب بلشويکي در روسيه پاگرفت و محمد امين رسول زاده به همراه يارانش در آذربايجان (اران) علم استقلال بر افراشته، اعلام خود مختاري کردند. اين استقلال نيم بند ديري نپاييد که بلشويکها آن سرزمين را ضميمه متصرفات خود ساخته و تازمان فروپاشي دولت شوروي، نام "آذربايجان شمالي" به خود گرفت.
گرچه در اين مورد سخن بدرازا کشيد، اما به نظر ميرسد اهميت موضوع ايجاب ميکرد که اين اطناب پيش آيد. و اينک در مراحل پاياني مقال خلاصه اي از آنچه گذشت براي دستيابي سريع خوانندگان مينگاريم:
1ـ نخستين گروه ترکان در زمان حکومت سلطان محمود غزنوي به آذربايجان راه يافتند.
2ـ در زمان سلجوقيان ترکهاي بيشتري به آذربايجان روي آوردهاند.
3ـ با ادامه تسلط ترکان در دوران اتابکان باز هم عده ترکها در آن سرزمين فزوني يافت و مآلاً زبان ترکي رونق بيشتري گرفت.
4ـ در دوران مغولها که بيشتر سربازان آنان ترک بودند و آذربايجان را تختگاه خود قرار دادند بازهم به نفوذ ترکان افزوده شد.
5ـ حکومت ترکمانان آق قويونلو و قراقويونلو و اسکان آنها در آذربايجان بيش از پيش موجب رونق ترکي و تضعيف زبان "آذري" شد.
6ـ جنگها و عصيانهايي که در فاصلهي بر افتادن و برخاستن صفويان، پيش آمد سربازان ترک بيشتري را به آذربايجان سرازير کرد. وجود قزلباشهاي ترک نيز مزيد بر علت شد و زبان ترکي را در آن سرزمين رونق بخشيد.
پينويسها:
1- مولف کتاب هرکجا سخن از ترکان رفته، آنان را منسوب به آذربايجان نموده است. در حالي که تقريبا بعد از سدهي دهم ميلادي يعني قرن پنجم هجري، کوچ و مهاجرت ترکان به نجد ايران خصوصا به سرزمين ارزشمند، وسيع و غني آذربايجان رو به فزوني نهاد و اسکان آنها در آذربايجان تداوم يافت، به ويژه اينکه اعراب اين ترکان را به منظور تقويت نيروي نظامي خود بهکار ميگرفتند و مآلاً موجبات نفوذ ترکان به آذربايجان و گسترش زبان ترکي در آن سرزمين فراهم آمد.
2- رواديان يکي از کثير خاندانهاي آذربايجانند که وهسودان، پسر مملان به سال 420 هجري پادشاه آذربايگان بوده است و به روايتي ديگر در 410 هجري پادشاهي ميکرد. در تاريخ خاندان هاي کهن آذربايجان، وهسودان ديگري وجود داشته است که به سال 250 هجري پادشاه ديلمان بود.
رک: شهرياران گمنام، اثر شادروان احمد کسروي تبريزي، ج 2، تهران 1335، صص 40-178
3- به استناد يکي از داستانهاي کتاب ده ده قور قود جدهي طايفهي ترک اوغوز گرگ بوده است
گويش اصيل تالشي در شهر عنبران كمتر از گويشهاي ديگر تاثير پذير بوده و تا كنون اصالت اين گويش در اين منطقه حفظ گرديده است .
گويش تالشي
تالشان كه در مناطق شمال و شمال غرب كشور مان به صورت تجمعي و پراكنده ساكن هستند و عده كثيري نيز در كشورآذربايجان (شوروي) نيز زندگي مي كنند داراي گويش محلي هستند كه به آنها تالشان و گويششان تالشي اطلاق مي گردد البته در نواحي نزديك به مركز كشور(لوشان وطارم و قزوين)مردماني زندگيمي كنند كه گويش آنها تقريبا"شبيه گويش تالشي مي باشد ولي گويش آنها غليظ تر از زبان تالشي بوده كه به مردمان اين منطقه تاتها و گويششان تاتي اطلاق مي گردد .
تالشان كه در بالا به مناطق زندگيشان اشاره شد و داراي گويش تالشي مي باشد و اكثرا" گويششان شبيه به هم مي باشد و البته لازم به ذكر است كه گويش تالشي دستخوش تغييراتي گشته كه حاصل از همزيستي در كنار مردماني باگويشهاي ديگر است وحال به نوع پراكندگي تالشان و علل تغيير پذيري گويش تالشي مي پردازيم .
درمناطق تالش نشين صومعه سرا و فومن روستاهايي با مردمان گيلك زبانوجود داردكه با تالشان اين مناطق همجوار بوده كه اين همجواري خود باعث گرديده كه هردو گويش تالشي و گيلكي دستخوش تغييرات گشته وبرخي واژگان و اصطلاحات هردو گويش در همديگر نفوذ كرده وبر گويش يكديگر تاثير گذار بوده است .
از مناطق نمين و آستارا تا ماسال يك گويش تالشي تقريبا"آميخته با زبان تركي است والبته اين نوع آميختگي زبان به علت پراكندگي وكوچ نشين بودن تالشها در آن زمان بوده واين كوچ نشيني خود مزيد بر علت گشته كه منطقه تالش پذيراي ترك زباناني باشد كه توسط حاكمان وقت جهت جلوگيري از شورش تالشها به اين منطقه اعزام گشته و باعث همزيستي با تالشان شده است تالشان به علت كوچ نشيني در برابر نيروهاي پيرامون خود به ستيز و دفاع برخاسته و اين ستيزو نبردها از تالشان مردماني جنگجو شجاع ساخته تا در برابر دشمنان خود بيمي نداشته وهميشه مدافع اقوام خود و مرزها بوده اند ، برخي از تالشان در اطراف كوههاي ديلمان و لاهيجان زندگي مي كنند كه تفاوت گويشي فراواني با ديگر تالش زبانان دارند به طوريكه هردو طرف ‘گويش يكديگر را متوجه نمي شوند.
خانهاي تالشان هرمنطقه به علت حفظ موقعيت خاني خود با خوانين بزرگ و حاكمان وقت مصالحهنموده اندو همين علل تالشان به دليل برخورداري از توانايي جسمي و جنگجويي و تيراندازي هميشه در دوران حاكمان وقت نگهبانان مرزي بوده وگذشته ازويژگي ساختار قومي خود از اولين اقوام ايراني بودندكه فن آوري جنگ افزار روز دنيا را به ايران وارد كرده بوده اند ودر دوران شاه طهماسب اولين گروه سپاه تالشان كه در كنار سپاه صفوي خدمت مي كردند به سلاح گرم مجهزبودند در حالي كه در آن زمان سپاه ايران مجهز به سلاح سرد بوده است .
دلايل دستخوش تغييرات زبان تالشي
1- كوچ دادن تركزبانان از سوي حاكمان ايراني همچون شاه عباس يكم و نادر شاه كه با هدف جلوگيري از شورش تالشان
2- پس از جنگ ايران و روس ،روسها با هدف چيرگي بر سرزمين تالش ديگر اقوام را به اين مناطق كوچاندند. 3- از دوره صفويه به اين سو و با اسكان ترك زبانان در اين منطقه و سعي آنها در جهت ترويج گويش و فرهنگ خود وعدم برخورد بزرگان تالش با آنها به علت منافع خود
4- اشتياق نداشتن اقوام تالش به امور بازرگاني، و سرازير شدن بازرگانان ديگر اقوام و آشنايي آنها با منطقه و اسكان دائمي بازرگانان در منطقه تالش
5- پس از به تاج و تخت رسيدن آقا محمد خان در سال 1210قمري و آغاز دوره هرج ومرج وغارت و اشفتگي در جامعه و شيوع بيماري طاعون درسال 1246قمري باعث كاهش جمعيت تالشها گرديد ومهاجرت ديگر اقوام باعث تغيير بافت تالش گرديد.
6- آسيب پذيري زبان تالش كه به راحتي زير رخنه گويش تركي آذري كه در مدارس و مطبوعات ترك زبانها و عدم انتشار و يا توقيف مطبوعات و يا هرگونه اثري از اين گويش كه باعث به سستي كشاندن اين گويش گشته است .
7- گسترش گويش تركي با گرايشهاي مذهبي و عدم ايستادگي در برابر هجوم گويش تركي
8- تركي گويش ارزشي حاكم بر منطقه گرديد و در نتيجه عموم آموزش ديدگان و دانش آموختگان به گويش تركي مسلط گشته وباعث به فراموشي سپردن اين گويش گشته است .
9-فتحعلي شاه قاجار براي كاهش قدرت مير مصطفي خان يكي از خوانين قدرتمند تالشان بعضي از خاندان رده پائين تركها در سرزمين تالش را به خاني رساند و از آنجا كه اين خانها در ميان تا لشها نفوذي نداشتند و براي تثبيت قدرت خاني خود اقدام به كوچ دادن تركها به اين مناطق نمودند.
بعد از جنگ ايران روس ، بخشي از خاك ايران را روسها به عنوان غرامت جنگي از شاه ايران گرفت و عده كثيري از مردمان تالش كه در بخش جنوبي آستارا و درياي كاسپين (خزر) زندگي مي كردند ناخواسته به تحت سلطه دولت روس درآمدند والبتهگويش تالشي را با كمي تغيرات كه البته به علت همزيستي با مردمان لاتين صورت گرفته است صحبت مي كنند كه به گويش تالشي لنكرانی مشهور گشته است .
ميتوان به جرات گفت كه در شهر عنبران گويش تالش در دورانهاي گذشته و حتي حال دستخوش تغيراتي نبوده و مردمان اين منطقه توانسته اند اين گويش اصيل را حفظ نمايند از مهمترين علل آن ميتوان به دوري اين منطقه از تركها وروستاهاي همجوار كه آنها نيز گويششان تالشي بوده وحتي بسوي مرز كشور آذربايجان (شوروي ) نيز برويم و با توجه به گذشته ديرين آنها كه از همين قوم بوده اندلذا چونكه گويش ديگري با گويش تالشي همجوار نبوده و خود آموزش دهندگان و دانش آموزان از اين منطقه بوده اند و كمتر از سوي گويشهاي ديگر براي آموزش دادن به مدارس اين منطقه اعزام گشته اند و حتي اكثر اين مردمان گويش تركي را بلد نبود ه و تعداد كمتري از اين مردمان به علت اموربازرگانی گويش تركي را فرا گرفته اند .
خوانين عنبران هيچگاه تحت سلطه خانهاي ديگر در نيامده و هميشه با خوانيني كه قصد تسلط به اين مناطق را داشته اندبه مبارزه پرداخته اند و در آن زمان جنگهاي زيادي بين خانهاي عنبران و خانهاي تركها روي داده است كه همگي اين جنگهابه علت سوق الجيشي منطقه و كوهستاني بودن به سود عنبرانيها بوده است در بين خانهاي تركها خان قوم شاه صونها بيشتر به اين منطقه لشكر كشی نموده است كه هيچگاه نتواسته اند به اين منطقه تسلط يابند .
در عنبران چند نوع روزنامه به زبان محلي انتشار مي يافت و بعد ها به عللي باعث تعطيلي اين مطبوعات گرديد و حال مي توان به جرات گفت كه گويش تالشي در اين منطقه كمتر دستخوش تغييرات گشته است .
آشنايي با رشته مهندسي برق
يكي از بهترين تعريف هايي كه از مهندسي برق شده است، اين است كه محور اصلي فعاليت هاي مهندسي برق، تبديل يك سيگنال به سيگنال ديگر است. كه البته اين سيگنال ممكن است شكل موج ولتاژ يا شكل موج جريان و يا تركيب ديجيتالي يك بخش از اطلاعات باشد. مهندسي برق داراي چهار گرايش است كه در زير بطور اجمالي به بررسي آنها مي پردازيم و در قسمت معرفي گرايشها به تفصيل در مورد هر كدام صحبت خواهم كرد.
مهندسي برق- الكترونيك: الكترونيك علمي است كه به بررسي حركت الكترون در دوره گاز، خلاء و يا نيمه رسانا و اثرات و كاربردهاي آن مي پردازد. با توجه به اين تعريف، مهندس الكترونيك در زمينه ساخت قطعات الكترونيك و كاربرد آن در مدارها، فعاليت مي كند. به عبارت ديگر، زمينه فعاليت مهندسي الكترونيك را مي توان به دو شاخه اصلي "ساخت قطعه و كاربرد مداري قطعه" و "طراحي مدار" تقسيم كرد.
مهندسي برق- مخابرات: مخابرات، گرايشي از مهندسي برق است كه در حوزه ارسال و دريافت اطلاعات فعاليت مي كند. مهندسي مخابرات با ارائه نظريه ها و مباني لازم جهت ايجاد ارتباط بين دو يا چند كاربر، انجام عملي فرايندها را به طور بهينه ممكن مي سازد. پس هدف از مهندسي مخابرات، پرورش متخصصان در چهار زمينه اصلي اين گرايش است شامل فرستنده، مرحله مياني، گيرنده و گسترش شبكه كه گستره هر كدام عبارتند از:
فرستنده: شامل آنتن، نحوه ارسال و ...
مرحله مياني: شامل خط انتقال و محاسبات مربوط و ...
گيرنده: شامل آنتن، نحوه دريافت، تشخيص و ...
گسترش شبكه: مشتمل بر تعميم خط ارتباطي ساده، ادوات سويچينگ ، ارتباط بين مجموعه كاربرها و ...
مهندسي برق- كنترل:
كنترل، در پيشرفت علم نقش ارزنده اي را ايفا مي كند و علاوه بر نقش كليدي در فضاپيماها و هدايت موشكها و هواپيما، به صورت بخش اصلي و مهمي از فرايندهاي صنعتي و توليدي نيز درآمده است. به كمك اين علم مي توان به عملكرد بهينه سيستمهاي پويا، بهبود كيفيت و ارزانتر شدن فرآورده ها، گسترش ميزان توليد، ماشيني كردن بسياري از عمليات تكراري و خسته كننده دستي و نظاير آن دست يافت. هدف سيستم كنترل عبارت است از كنترل خروجيها به روش معين به كمك وروديها از طريق اجزاي سيستم كنترل كه مي تواند شامل اجزاي الكتريكي، مكانيك و شيميايي به تناسب نوع سيستم كنترل باشد.
ماهيت
انرژي اگر بنيادي ترين ركن اقتصاد نباشد، يكي از اركان اصلي آن به شمار مي آيد و در اين ميان برق به عنوان عالي ترين نوع انرژي جايگاه ويژه اي دارد. تا جايي كه در دنياي امروز ميزان توليد و مصرف اين انرژي در شاخه توليد، شاخص رشد اقتصادي جوامع و در شاخه خانگي و عمومي يكي از معيارهاي سنجش رفاه محسوب مي شود.
دانش آموختگان اين رشته مي توانند در زمينه هاي طراحي، ساخت، بهره برداري، نظارت، نگهداري، مديريت و هدايت عمليات سيستم ها عمل نمايند.
گرايش هاي مقطع ليسانس
رشته مهندسي برق در مقطع كارشناسي داراي 4 گرايش الكترونيك، مخابرات، كنترل و قدرت(1) است. البته گرايش هاي فوق در مقطع ليسانس تفاوت چنداني با يكديگر ندارند و هر گرايش با گرايش ديگر تنها در 30 واحد يا كمتر متفاوت است. و حتي تعدادي از فارغ التحصيلان مهندسي برق در بازار كار جذب گرايشهاي ديگر اين رشته مي شوند. با اين وجود ما براي آشنايي هر چه بيشتر شما گرايشهاي فوق را به اجمال معرفي مي كنيم.
گرايش الكترونيك
دكتر كمره اي استاد مهندسي برق دانشگاه تهران در معرفي اين گرايش مي گويد:
"گرايش الكترونيك به دو زير بخش عمده تقسيم مي شود. بخش اول ميكروالكترونيك است كه شامل علم مواد، فيزيك الكترونيك، طراحي و ساخت قطعات از ساده ترين آنها تا پيچيده ترين آنها است و بخش دوم نيز مدار و سيستم ناميده مي شود و هدف آن طراحي و ساخت سيستم ها و تجهيزات الكترونيكي با استفاده از قطعات ساخته شده توسط متخصصان ميكروالكترونيك است.
دكتر جبه دار نيز در معرفي اين گرايش مي گويد:
گرايش الكترونيك يكي از گرايشهاي جالب مهندسي برق است كه محور اصلي آن آشنايي با قطعات نيمه هادي، توصيف فيزيكي اين قطعات، عملكرد آنها و در نهايت استفاده از اين قطعات، براي طراحي و ساخت مدارها و دستگاههاي است كه كاربردهاي فني و روزمره زيادي دارند."
گرايش مخابرات
هدف از مخابرات ارسال و انتقال اطلاعات از نقطه اي به نقطه ديگر است كه اين اطلاعات مي تواند صوت، تصوير يا داده هاي كامپيوتري باشد.
دكتر جبه دار در مورد شاخه هاي مختلف اين گرايش مي گويد:
"مخابرات از دو گرايش ميدان و سيستم تشكيل مي شود. كه در گرايش ميدان، دانشجويان با مفاهيم ميدان هاي مغناطيسي، امواج، ماكروويو، آنتن و ... آشنا مي شوند تا بتوانند مناسبترين وسيله را براي انتقال موجي از نقطه اي به نقطه ديگر پيدا كنند.
همچنين يكي از فعاليت هاي عمده مهندسي مخابرات گرايش سيستم، طراحي فليترهاي مختلفي است كه مي توانند امواج مزاحم شامل صوت يا پارازيت را از امواج اصلي تشخيص و آنها را حذف كرده و تنها امواج اصلي را از آنتن دريافت كنند.
گفتني است كه امروزه با توسعه مخابرات بي سيم، ارتباط نزديكتري بين دو گرايش ميدان و سيستم ايجاد شده است. براي نمونه در گوشي تلفن همراه ما هم تجهيزات مربوط به مدارهاي مخابراتي و هم تجهيزات مربوط به فرستنده و هم آنتن گيرنده را داريم. از همين رو يك مهندس مخابرات امروزه بايد از هر دو گرايش بخوبي اطلاع داشته باشد تا بتواند يك دستگاه بي سيم را طراحي كند."
گرايش كنترل
"اگر بخواهيم يك تعريف كلي از كنترل ارائه دهيم، مي توانيم بگوييم كه هدف اين علم، كنترل خروجي هاي يك سيستم بر مبناي ورودي هاي آن و با توجه به شرايط ويژه و نكات مورد نظر طراحي آن سيستم مي باشد."
دكتر كمره اي در ادامه معرفي علم كنترل مي گويد: "علم كنترل فقط در مهندسي برق مورد استفاده قرار نمي گيرد. بلكه در شاخه هاي ديگري از علوم مهندسي و حتي علوم انساني كاربرد دارد. به عنوان نمونه كنترل فرآيند تصفيه نفت در يك پالايشگاه، كنترل عملكرد يك نيروگاه برق، سيستم كنترل ناوبري يك كشتي و يا كنترل تحولات و تغييرات جمعيتي نمونه هاي متنوعي از كاربرد علم كنترل مي باشد.
گفتني است كه گرايش كنترل داراي زير بخش هاي متنوعي مانند كنترل خطي، غيرخطي، مقاوم، تطبيقي، ديجيتالي، فازي و غيره است."
دكتر جبه دار نيز با اشاره به اينكه گرايش كنترل منحصر به مهندسي برق نمي شود، مي گويد:
"در رشته هاي مهندسي مكانيك، مهندسي شيمي، مهندسي هوافضا، مهندسي سازه و مهندسي هاي ديگر نيز ما شاهد علم كنترل هستيم اما نوع سيستم كنترلي در هر رشته مهندسي متفاوت است. براي مثال در مهندسي مكانيك نوع كنترل، مكانيكي و در مهندسي شيمي براساس فرآيندهاي شيميايي است. اما در كل هدف مهندسي كنترل، طراحي سيستمي است كه بتواند عملكرد يك دستگاه را در حد مطلوب حفظ كند.
دكتر جبه دار در ادامه درباره فعاليت هاي ديگر مهندسي كنترل مي گويد: "خودكار كردن يا اتوماتيك كردن خط توليد، يكي ديگر از فعاليت هاي مهندسي كنترل است. يعني مهندس كنترل مي تواند به گونه اي خط توليد را هماهنگ و كنترل كند كه محصول توليد شده طبق برنامه تعيين شده و با بهترين كيفيت به دست آيد."
گرايش قدرت
دكتر جبه دار در معرفي اين گرايش مي گويد:
"هدف اصلي مهندسين اين گرايش، توليد برق در نيروگاهها، انتقال برق از طريق خطوط انتقال و توزيع آن در شبكه هاي شهري و در نهايت توزيع آن براي مصارف خانگي و كارخانجات است. بنابراين يك مهندس قدرت بايد به روشهاي مختلف توليد برق، خطوط انتقال نيرو و سيستم هاي توزيع آشنا باشد."
دكتر كمره اي نيز در معرفي اين گرايش مي گويد:
"گرايش قدرت به آموزش و پژوهش در زمينه طراحي و ساخت سيستم هاي مورد استفاده در توليد، توزيع، مصرف و حفاظت از برق مي پردازد.
به عبارت ديگر دانشجويان اين رشته در شاخه توليد با انواع نيروگاههاي آبي، گازي، سيكل تركيبي و ... آشنا مي شوند. و در بخش انتقال و توزيع، روشهاي مختلف انتقال برق اعم از كابلهاي هوايي و زيرزميني را مطالعه مي كنند و در شاخه حفاظت نيز انواع وسايل و تجهيزات حفاظتي كه در مراحل مختلف توليد، توزيع، انتقال و مصرف انرژي، انسانها و تاسيسات را در برابر حوادث مختلف محافظت مي كنند، مورد بررسي قرار مي دهند كه از آن ميان مي توان به انواع رله ها، فيوزها، كليدها و در نهايت سيستم هاي كنترل اشاره كرد.
يكي ديگر از شاخه هاي قدرت نيز ماشين هاي الكتريكي است كه شامل ژنراتورها، ترانسفورماتورها و موتورهاي الكتريكي مي شود كه اين شاخه از زمينه هاي مهم صنعتي و پژوهشي گرايش قدرت است."
آينده شغلي، بازار كار، درآمد
"امروزه با توسعه صنايع كوچك و بزرگ در كشور، فرصت هاي شغلي زيادي براي مهندسين برق فراهم شده است و اگر مي بينيم كه با اين وجود بعضي از فارغ التحصيلان اين رشته بيكار هستند، به دليل اين است كه اين افراد يا فقط در تهران دنبال كار مي گردند و يا در دوران تحصيل به جاي يادگيري عميق دروس و در نتيجه كسب توانايي هاي لازم، تنها واحدهاي درسي خود را گذرانده اند.
همچنين يك مهندس خوب بايد، كارآفرين باشد يعني به دنبال استخدام در موسسه يا وزارتخانه اي نباشد بلكه به ياري آگاهي هاي خود، نيازهاي فني و صنعتي كشور را يافته و با طراحي سيستم ها و مدارهاي خاصي اين نيازها را برطرف سازد. كاري كه بعضي از فارغ التحصيلان ما انجام داده و خوشبختانه موفق نيز بوده اند."
دكتر كمره اي نيز در اين زمينه مي گويد:
"اگر يك فارغ التحصيل برق داراي توانايي هاي لازم باشد، با مشكل بيكاري روبرو نخواهد شد. در حقيقت امروزه مشكل اصلي اين است كه بيشتر فارغ التحصيلان توانمند و با استعداد اين رشته به خارج از كشور مهاجرت مي كنند و ما اكنون با كمبود نيروهاي كارآمد در اين رشته روبرو هستيم."
يكي از اساتيد مهندسي برق دانشگاه علم و صنعت ايران نيز در مورد فرصت هاي شغلي فارغ التحصيلان اين رشته مي گويد:
"طبق نظر كارشناسان و متخصصان انرژي در كشور، با توجه به نياز فزاينده به انرژي در جهان كنوني و همچنين نرخ رشد انرژي الكتريكي در كشور، سالانه بايد حدود 1500 مگاوات به ظرفيت توليد كشور افزوده شود كه اين نياز به احداث نيروگاههاي جديد و همچنين فارغ التحصيلان متخصص برق و قدرت دارد.
فرصت هاي شغلي يك مهندس كنترل نيز بسيار گسترده است چون در هر جا كه يك مجموعه عظيمي از صنعت مهندسي مثل كارخانه سيمان، خودروسازي، ذوب آهن و ... وجود داشته باشد، حضور يك مهندسي كنترل ضروري است.
و بالاخره يك مهندس مخابرات يا الكترونيك مي تواند جذب وزارتخانه هاي پست و تلگراف و تلفن، صنايع، دفاع و سازمانهاي مختلف خصوصي و دولتي شود."
توانايي هاي مورد نياز و قابل توصيه
توانايي علمي:
"مهندسي برق نيز مانند مابقي رشته هاي مهندسي بر مفاهيم فيزيكي و اصول رياضيات استوار است و هر چه دانشجويان بهتر اين مفاهيم را درك كنند، مي توانند مهندس بهتري باشند. در اين ميان گرايش الكترونيك وابستگي شديدي به فيزيك بخصوص فيزيك الكترونيك و فيزيك نيمه هادي ها دارد. در گرايش مخابرات نيز درس فيزيك اهميت بسياري دارد زيرا دروس اصلي اين رشته بخصوص در شاخه ميدان شامل الكترومغناطيس و امواج مي شود."
داشتن ضريب هوشي بالا و تسلط كافي بر رياضيات، فيزيك و زبان خارجي از ضرورتهاي ورود به اين رشته است.
علاقمنديها:
دانشجوي برق بايد ذهني خلاق و تحليل گر داشته باشد. همچنين به كار با وسايل برقي علاقه داشته باشد چون گاهي اوقات با دانشجوياني روبرو مي شويم كه در رياضي و فيزيك قوي هستند اما در كارهاي عملي ضعيف اند. چنين دانشجوياني براي رشته هاي مهندسي مناسب نيستند و بهتر است رشته هاي ذهني و انتزاعي مثل رياضي يا فيزيك را انتخاب كنند.
وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر: (كارشناسي ارشد و ...)
فارغ التحصيل در مقطع كارشناسي برق كه مدرك خود را در يكي از چهار گرايش الكترونيك، مخابرات، قدرت و كنترل مي گيرد، مي تواند در يكي از اين گرايشها (اختياري) يا رشته اي كه برق زير مجموعه اي براي آن تعريف شده، ادامه تحصيل نمايد. اين رشته به صورت: مهندسي برق- الكترونيك، برق- قدرت، برق- مخابرات (شامل گرايش هاي: ميدان، سيستم، موج، رمز، مايكرونوري) برق- كنترل، مهندسي پزشكي (گرايش بيوالكتريك)، مهندسي هسته اي (دو گرايش مهندسي راكتور و مهندسي پرتو پزشكي، مهندسي كامپيوتر (معماري كامپيوتر، هوش مصنوعي و رباتيك) است. براي تحصيل در مقطع دكتراي تخصصي، مي توان، در هر يك از زيرشاخه هاي تخصصيتر گرايشهاي ياد شده ميزان مورد نياز واحدها را اخذ كرد و رساله دكتري را در همان موضوع خاص ارائه داد. مسلم است اين زير شاخه ها، گرايشهاي تخصصي تر اين چهار گرايش است. امكان ادامه تحصيل در كليه گرايشهاي ياد شده در مقطعهاي كارشناسي ارشد و تا حد زيادي در دوره دكتري، در داخل كشور وجود خواهد داشت. رشته برق به دليل كاربردي بودن آن در بسياري از علوم مهندسي ديگر، براي فارغ التحصيلان امكان تحصيل در بسياري گرايشها و دانشها را فراهم مي كند.
تخصصي مهندسي برق - الكترونيك
از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي الكترونيك مي توان به درسهاي مدارهاي الكتريكي، الكترونيك 2 و 1، مدارهاي منطقي و مخابرات اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي اين گرايش عبارتند از:
الكترونيك 3: مبحث اول اين درس مربوط به پاسخ فركانسي است كه به طور اجمال عوامل مربوط به كاهش بهره در فركانسهاي بالا و پايين (در واقع بالاتر و پايين تر از پهناي باند مياني) و روشهاي به دست آوردن فركانسهاي قطع بالا و پايين را در تقويت كننده هاي ترانزيستوري مورد بررسي قرار مي دهد. در مبحث دوم پايداري تقويت كننده هاي فيدبك مورد توجه قرار مي گيرد.
تكنيك پالس: در درسهاي مدار و الكترونيك، دانشجويان با سيگنالهاي سينوسي و پاسخ مدارهاي خطي و يا غيرخطي به آنها آشنا مي شوند، امروزه و با توجه به رشد روزافزون فن آوري ديجيتال، كمتر مدار الكترونيكي يافت مي شود كه در آن فقط سيگنالهاي سينوسي به كار رفته باشد. پالس در حالت كلي به سيگنالهايي گفته مي شود كه تغييرات جهش داشته باشند. از مهمترين اين سيگنالها كه در درس تكنيك پالس هم مورد بررسي قرار مي گيرد، سيگنالهاي پله، مربعي، مورب و نمايي هستند.
ميكروپروسسور: پس از پيدايش الكترونيك ديجيتال و جنبه هاي جذاب و ساده طراحيهاي ديجيتال و كاربردهاي فراوان اين نوآوري، با تكنولوژيهاي SSI , MSI ، ادوات الكترونيك ديجيتال، مانند قطعات منطقي به بازار ارائه شد. شركت تگزاس اولين ميكروپروسسور 4 بيتي را با فن آوري 2SI طراحي و عرضه نمود كه بعنوان بخش اصلي ماشين حساب مورد استفاده قرار گرفت و اين گام اول در پيدايش و ظهور ميكروپروسسورها بود.
معماري كامپيوتر: در اين درس معماري داخل 8 بيتي ها و نحوه اجراي دستورالعملها در اين پردازنده ها، بررسي حافظه ها و روش دستيابي ميكروپروسسورها به اطلاعات حافظه، معرفي زبان اسمبلي پردازنده هاي 8 بيتي و ايجاد توانايي جهت نوشتن برنامه اي براي عملكردي خاص به كمك ميكروپروسسورها و معرفي قطعات جانبي مورد استفاده توسط ريزپردازنده ها، مورد مطالعه قرار مي گيرد.
مدارهاي مخابراتي: درس مدار مخابراتي به بررسي ساختار و يا طراحي مدارهايي مي پردازد كه در فركانسهاي بالا كار كرده و يا به نوعي در ارسال پيام در گيرنده و فرستنده نقش دارند. در اين درس ابتدا با نويزهاي حرارتي، ترقه اي و ... آشنا شده و راههايي براي محدود كردن نويز پيشنهاد مي شود، سپس مدارهاي تشديد و تبديل امپدانس كه به منظور انتقال حداكثر توان به كار مي روند مورد بحث قرار مي گيرد.
فيزيك مدرن: در فصل اول اين درس با پرداختن به نسبيت خاص دانسته هاي علمي ما كاملاً اشتباه از آب درآمده و با پرداختن به اصولي نظير اتساع زمان، پديده دوپلر، انقباض طول، نسبيت جرم، جرم و انرژي و ...، همه دانسته هاي ما را (حداقل در حيطه دانستن) نابود مي كند.
فصلهاي ديگر درس به موضوعاتي نظير خواص ذره اي امواج، پديده فتوالكتريك، نظريه كوانتومي نور، پرتوايكس، پراش ذره، ساختار اتمي، مكانيك كوانتومي و ... مي پردازد.
فيزيك الكترونيك: شامل مطالعه خواص سيليكون، بلورشناسي، روشهاي ساخت قطعات و مدارهاي نيمه هادي، تحليل و طراحي اين مدارها، به دست آوردن مشخصات قطعات و يكي از مهمترين زمينه هاي كاري و تحقيقاتي در رشته الكترونيك است. پيش نياز اين قسمت تسلط بر درس درياضي مهندسي و معادلات ديفرانسيل و مختصري در فيزيك كوانتوم و فيزيك مدرن مي باشد. درسهاي تخصصي مهندسي برق- مخابرات
از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي مخابرات مي توان به درسهاي رياضي مهندسي تجزيه و تحليل سيستمها، مدارهاي الكتريكي، الكترونيك و الكترومغناطيس اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي عبارتند از:
مخابرات 2: شامل تجزيه و تحليل و طراحي شبكه هاي مخابراتي ديجيتالي است. مطالب درسي با مروري بر تجزيه و تحليل سيگنالها و سپس فرآيندهاي تصادفي شروع شده و به دنبال آن به بررسي اجزاي يك سيستم (مجموعه) مخابراتي ديجيتال در حالت كلي مي پردازد و چگونگي بهينه سازي سيستم براي انتقال پيام با حداقل خطاي ممكن را بررسي مي كند.
ميدان و امواج: درس ميدان و امواج به بررسي رفتار امواج الكترومغناطيس در محيطهاي مختلف طبيعت مي پردازد. محيطها به قسمت هاي هادي و نيمه هادي و عايق تقسيم بندي شده و عوامل رفتاري امواج در اين محيطها از قبيل اتلاف نيرو انعكاسي كلي يا شكست بررسي مي شود.
الكترونيك 3: در گرايش الكترونيك توضيح داده شد.
مدارهاي مخابراتي: در گرايش الكترونيك توضيح داده شد.
آنتن ها و انتشار امواج: اين درس به بحث در مورد نحوه انتشار امواج الكترومغناطيسي مي پردازد. مباحث مطرح شده در اين درس به صورت نظري و عملي است، به عبارتي از نحوه تشعشع يك منبع الكترومغناطيسي ساده شروع كرده و با توسعه آن به مطالعه ساده ترين آنتن عملي مي پردازد.
مايكروويو: اين درس در ابتدا پس از تعريف محدود مايكروويو از نظر فركانس 1 و تقسيم بندي امواج مايكروويو به بررسي انتقال امواج با فركانس بالا با حداقل تلفات در محيطهاي مختلف مي پردازد. سپس عناصر غيرفعال مايكروويو شامل نضعيف كننده ها، تغيير فازدهنده ها و كوپلرهاي جهت دار معرفي مي شود.
اصول ميكروكامپيوتر: اين درس را به جرات مي توان از جذابترين و پركاربردترين درسهاي برق دانست زير در دنياي امروز كه تمامي وسايل مكانيكي آنالوگ جاي خود را به وسايل ديجيتالي مي دهند، داشتن اطلاعات كافي در مورد نحوه كارپروسسورها از اولين نيازهاي يك مهندس برق مي باشد. با تركيب مطالب اين درس با هر كدام از درسهاي ديگر مي توان طرحهاي بسيار جالب و پركاربردي را طرح ريزي كرد.
درسهاي تخصصي مهندسي برق- قدرت
از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي قدرت مي توان به دروس مدار، الكترومغناطيس، الكترونيك، ماشين و بررسي اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي اين گرايش عبارتند از:
ماشينهاي الكتريكي 3: اين درس از جمله درسهايي است كه ديدي صنعتي به دانشجو مي دهد. مبحث اين درس را مي توان به دو فصل مهم ترانفسورمرهاي سه فاز و ماشينهاي سنكرون تقسيم بندي نمود. ترانسفورهاي سه فاز و ماشينهاي سنكرون: وسايلي الكتريكي هستند كه بيشتر جنبه صنعتي دارند و كاربردهاي بسيار زياد ترانسهاي سه فاز در انتقال و توزيع انرژي الكتريكي، تبديل ولتاژ در ابتداي همه كارخانه ها و كارگاههاي بزرگ صنعتي و ... بر هيچ كس پوشيده نيست. در اين درس در مورد انواع آرايشهاي اين تراسنها، كليه گروههاي موجود و كاربرد هر نوع، بحث جامعي مي شود. ماشينهاي مخصوص(ويژه): به تعبيري مي توان اين درس را نقطه عطف درسهاي تخصصي اين گرايش دانست. زيرا اين درس به بررسي در مورد ماشينهاي ويژه مي پردازد كه اين ماشينها در وسايل خانگي كاربرد فراوان دارند.
الكترونيك قدرت: الكترونيك قدرت در عمل بين الكترونيك و قدرت، آشتي برقرار كرده است. به طور مثال مي توان با فرمان يك ريزپردازنده كه حدود 5 ولت و 200 ميلي آمپر است يك كارخانه را راه اندازي كنيم. در زمينه الكترونيك قدرت المانهايي نظير تريستور، ترانزيستور و ... كاربردهاي فوق العاده زيادي دارند. از مزاياي اين قطعات تحمل توانهاي بالا مي باشد.
بررسي سيستمهاي قدرت 2: اين درس بيشتر در مورد انتقال انرژي و مشكلات موجود در اين راه صحبت مي كند. از جمله مطالب ارائه شده در اين درس مي توان به پخش بار اقتصادي در شبكه هاي قدرت، اتصال كوتاههاي متقارن و نامتقارن روي شبكه قدرت و پايداري سيستمهاي قدرت اشاره نمود.
توليد و نيروگاه: اين درس يكي از درسهاي بسيار جذاب اين گرايش است، زيرا برخلاف ديگر درسها، زياد به مسائل نظري، نمي پردازد و جنبه بسيار عملي دارد. آشنايي با انواع نيروگاهها (آبي، اتمي، بادي، بخار، ...) و همچنين بحث كلي در مورد اين نيروگاهها و روشهاي كاري آنها از مباحث اين درس است.
رله و حفاظت: يك شبكه قدرت را بايد در مقابل خطرات احتمالي (اتصال كوتاهها) محافظت كرد. از وسائلي كه در اين مورد استفاده مي شود مي توان به رله ها اشاره كرد كه بسته به نوع رله به محض ايجاد يك حالت خطا و يا خرابي در شبكه وارد عمل شده، قسمتي از شبكه را جدا كرد.
عايق و فشار قوي: با توجه به تفاوتهاي ولتاژهاي فشار قوي با ولتاژهاي فشار ضعيف، به طور حتم توليد، اندازه گيري و بهره برداري از اين ولتاژها تفاوتهاي عمده اي با ولتاژهاي فشار ضعيف دارد و براي عايق بندي شبكه فشار قوي بايد از عايقهاي مخصوصي استفاده كرد. فصل نخست اين درس به بررسي اين مقوله مي پردازد. در بخش دوم اين درس انواع تخليله الكتريكي، مراحل مختلف آن در عايقها و اثرات مختلف شكست بر عايق مورد بررسي قرار مي گيرد.
ترموديناميك: شايد اولين سوالي كه در مرحله اول به ذهن برسد ارتباط اين درس با درسهاي برق باشد. كاربرد اصلي مطالب اين درس مبحث توليد نيروگاه است. زيرا هنگام آشنايي با انواع نيروگاهها (نيروگاه بخار، گازي، اتمي و ...) بايد اطلاعاتي در مورد سيكل كاري آنها داشته باشيم، پس داشتن اطلاعاتي در مورد ترموديناميك ضروري است.
اصول ميكروكامپيوتر: درگرايش مخابرات توضيح داده شد. درسهاي تخصصي مهندسي برق- كنترل از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي كنترل مي توان به درسهاي مدار، الكترونيك، رياضي مهندسي، تجزيه و تحليل سيستم و كنترل خطي اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي اين گرايش عبارتند از:
كنترل ديجيتال و غيرخطي: كنترل ديجيتال از سال 1960 در پيشرفتهاي مربوط به قابليت توليد و كيفيت محصولات و صرفه جويي در هزينه ها، نقش مهمي داشته است. به خصوص با پيشرفتهايي كه در زمينه ميكروپروسسور صورت گرفته، اين رشته توانسته است در بعضي موارد از كنترل آنالوگ پيشي گرفته، دقت كار را بالا ببرد.
كنترل مدرن: اين درس برخلاف ساير درسها (مانند كنترل صنعتي و ...) تا حدي جنبه نظري دارد و ديدي تقريبا رياضي به يك مهندس كنترل مي دهد. آشنايي كلي با مفاهيم كنترل پذيري و مشاهده پذيري سيستمهاي كنترل و مطالعه فيدبكهاي حالت از مباحث اين درس است.
كنترل صنعتي: اين درس از درسهاي تخصصي و مهم گرايش كنترل مي باشد كه به بررسي نحوه به كارگيري روابط رياضي و فرمولهايي كه در هر نوع پروسه اي وجود دارد مي پردازد و شامل آشنايي با سيستمهاي كنترل غلظت، سطح، ارتفاع و يا ئبي ورودي، خروجي مخازن حاوي مايعات صنعتي و شيميايي (مانند مخازن موجود در صنايع، پالايشگاهها و ...)، مطالعه سيستمهاي كنترل دما و رطوبت يك محفظه و يا اتاق، آشنايي با انواع كنترل كننده هاي صنعتي، مطالعه انواع سيستمهاي نورد موجود در كارخانه ها(مانند نورد فولاد، كاغذ و...) و ديگر سيستمهاي موجود در صنعت است.
ابزار دقيق: اصطلاح ابزار دقيق به ابزاري اطلاق مي شود كه سيگنالها را ثبت و نشان داده و يا باعث انتقال سيگنالي بين اجزاي مختلف سيستم مي شوند. اين درس به معرفي سيستمهاي كنترل و ابزار دقيق و همچنين معرفي اجزاي اين سيستمها مي پردازد.
اصول ميكروكامپيوتر: در گرايش مخابرات توضيح داده شد.
ترموديناميك: در گرايش قدرت توضيح داده شد.
مباني تحقيق در عمليات: اين درس به طور كلي براي تمام دانشجويان مهندسي مفيد است. چون مهندسي ارتباط مستقيم با هزينه و سود اقتصادي دارد. آگاهي به برنامه ريزي خطي كه بحث اصلي اين درس است براي هر مهندسي جنبه هاي مثبت زيادي دارد. با اين درس مي توان هزينه ها را به حداقل و سود و صرفه اقتصادي را با كمترين امكانات به حداكثر رساند. بنابراين آگاهي به اين درس براي تمام كساني كه مي خواهند يك طرح صنعتي انجام دهند مزاياي زيادي دارد
رشته هاي مشابه و نزديك به اين رشته
در برخي از دانشگاهها رشته مهندسي پزشكي را يكي از گرايش هاي مهندسي برق به شمار مي آورند. رشته هايي از قبيل مهندسي علمي - كاربردي برق، كارداني فني برق، دبير فني برق - قدرت و ... پيوند عميقي بين اين رشته و دانش كامپيوتر وجود دارد كه غيرقابل انكار است. با توجه به حجم بازار الكترونيك و بازار صنعت نيمه رسانا در دنيا و نيز كشور ما كه رشد 7% و 15% دارد، لذا آينده روشني براي اين رشته پيش بيني مي كنند چه از لحاظ بازار كار بر صنعت هاي شغلي و چه از نظر تحققات علمي. نكات تكميلي
"مانع رشد صنعت الكترونيك و ميكروالكترونيك در دنيا نه سرمايه است و نه فن آوري و نه بازار. البته همه اينها محدوديت ايجاد مي كند ولي فعالً محدوديت اصلي كه اجازه نمي دهد كار از حدي جلوتر برود عبارت است از نيروي كار كيفي."
آنچه خوانديد نظر قائم مقام فني يكي از بزرگترين مجموعه هاي ميكروالكترونيك بلژيك است و بيانگر آن است كه امروزه براي موفقيت در مهندسي برق گرايش الكترونيك بايد از سطح علمي و مهارت فني خوبي برخوردار بود.
دكتر فتوت احمدي استاد مهندسي برق دانشگاه صنعتي شريف نيز در تاييد همين سخن مي گويد: "براي مثال در طراحي "IC" احتياج به سرمايه گذاري عمده اي نيست، بلكه هوشمندي طراح و دانش فني خوب، بسيار اهميت دارد.".
اینترنت چیست؟
مختصري در مورد اينترنت
مقدمه
اينترنت قوي ترين ابزاري است كه تا كنون براي مبادله ي اطلاعات اختراع شده است . اين مجموعه به هم پيوسته رايانه ها كه به واسطه ي خطوط تلفني با هم مكالمه مي كنند ، به وژه از چند سال پيش بعد از شگفت آوري رشد كرده است . با مطالعه ي اين تحقيق خوانده هم با تاريخچه ي پديد آممدن اينترنت آشنا مي شويد و هم به دلايل گسترش سريع آن پي خواهيم برد و در همين قدم اول در خواهيم يافت كه چرا اين پديده كه وجودش را مديون پيشرفت تكنلوژي است امروزه در حوزه هاي كاملاً متفاوتي همچون سياست ، اخلاق ، آزادي ، عقيده ، و بيان و حتي امنيت ملي و بين المللي مباني جدي را دامن زده است و شما با مطالعه ي اين مطالب مي توانيد به راحتي وارد دنياي اينترنت شويد . اينترنت چيست ؟ اينترنت شي ء اي مادي و قابل لمس كردن نيست . اينتنت يك اشتراك است . موجودي ديجيتالي كه به درخواست تجربه ي انسان حركت مي كند و مي تواند انواع اطلاعات و دانستني ها را در دسترس ما قرار دهد . از ساختار اتم كربن گرفته تا نتايج مسابقات اسب دواني . اينترنت چيزهايي مانند نرم افزار ، موسيقي ، تصاوير چند رسانه اي فيلم و متن را در شكل ابزارهاي الكترونيكي در اختيار ما مي گذارد . اينترنت امكان ارتباط پويا و باز را براي مكالمه ي تعداد زيادي از مردم در يك زمان فراهم مي كند .
صرف مفهوم اينترنت مي تواند ذهن ما را دچار سردرگمي كند اما شجاع باشيد به اينترنت مانند بي نهايتي كه بايد آن را فتح كنيد نگاه نكنيد به آن عنوان يك راه حل ارزان براي ارسالنامه هايتان نگاه كنيد يا يك راه ساده براي رزرو بليط تئاتر يا وسيله ي بي زحمتي براي رسيدن به يك معامله ي مطلوب يا به اصطلاح شيرين . اينترنت مجموعه ي لايه لايه هايي از فن آوري و خدمات است كه براي ايجاد چيزي كه همه مي توانند از آن استفاده كنند به تدريج روي هم جمع شده است . ويژگي فرهنگي اينترنت باز بودن فضاي آن و نبود موانع معمول و ضرورت هاي تجاري است . اينترنت يك ساختار بي پايان ، عملي ، آزاد و غير قابل محدود كردن است . اما موضوعاتي هستند كه پيش از اينكه بخواهيد وارد اين فضاي خالي ديجيتالي بشويد بايد مورد توجه قرار بگيرند ، آنچه كه بهترين اهميت را دارد زمان است . اينترنت يك اجتماع شگفت آور از انسانها ست : دانشمندان ، برنامه نويسان ، رايانه ، سازمانهاي دولتي ، گروه هاي سياسي ، گروه هاي خود ياري ، افرادي كه داراي نقض عضو هستند ، طراحان لباس ، موسيقي دانان ، هنرمندان و هر كس ديگري كه فكرش را بكنيد . اين بدان معناست كه شما مي توانيد هر جور و با هر كسي و تحت هر شرايطي و هر عنواني كه بخواهيد ، صحبت كنيد ، بحث كنيد ، كنجكاو باشيد ، گستاخ باشيد يا دوست داشتني ؛ و نيز تحقير آميز و يا تحريك آميز رفتار كنيد البته اگر مي خواهيد اين كارها را بكنيد ، لازم است كه زمان و مسئوليت هاي اجتماعي خود را د نظر بگيريد زمان در دنياي كنوني ، بر خلاف اينترنت نا محدود نيست .
زبان اينترنت به ياد داشته باشيد كه همانند دانشي ، زبان نيز توانايي است و اگر شما بخواهيد زبان معمولي خود را حفظ كنيد هضم زبان اينترنتي و دنياي رايانه مي تواند بسيار مشكل باشد ماننده همه ي انواع ارتباطات شما بايد زبان آن را بدانيد به خوبي ارتباط برقرار كنيد اما با دانستن اندكي از آن نيز احتمالاً موفق به انجام اين كار خواهيد شد . صورت عظيمي اصطلاحات ، معادل ها و اختصاراتي وجود دارد كه ممكن است كاملاً شما را گيج كند . اينترنت فرهنگ لغت خود را دارد . در عين حال وقتي شما مقصود و نقطه نظر آن را بفهمد متوجه خواهيد شد كه اين فرهنگ لغت به هيچ وجه ترسناك نيست . بخش عمده ي زبان اينترنت توضيح معادل هاي ديجيتالي مطالبي است كه ما در طي سالها در دنياي معمول خودمان كه دنياي پيوسته است انجام داده و مي دهيم اينترنت آخرين سيستم ارتباطي ديجيتالي است خودمان كه دنياي پيوسته است انجام داده و مي دهيم بازدهي يك برنامه به متناسب بودن زبان برنامه نويسي با كاري كه آن برنامه بايد انجام دهد بستگي دارد خوبي شكه اين است كه شما مي توانيد از منابع و خدماتي كه در هر يك از اجزاي سازنده ي شبكه موجود است استفاده نيد اين پديده جديدي نيست شما مي توانيد هر سيستم بين شبكه اي را اينترنت بناميد اما خود اينترنت چيز ديگري است اينترنت يك سيستم بين شبكه اي است براي ارتباطات جهاني كه از خطوط تلفن و انواع شبكه هاي رايانه اي ساخته شده است اين شبكه هاي متصل به هم به دليل اينكه عوامل مشتركي دارند و به شبكه هاي متفاوت اجازه ي همكاري با يكديگر را مي دهند تبديل به يك سيستم بين شبكه اي شده اند IMP يعني رابطه هاي پردازشگر شيغام وسيله اي اختصاص براي قرار كردن ارتباط بود كه رايانه را به خط تلفن وصل مي كرد و مي توانست از راه دور اين اتصال را ممكن سازد . اختراع اينترنت زمينه را براي موقعيت هاي جديد تجاريي متعددي بوجود آورد . از كابلي گرفته تا فرستنده ها و همه نوع جعبه هاي سياه .
قلمرو سرويس دهنده ها همه ي خدمات اينترنت بر پايه ي سرويس دهنده گيرنده كار مي كنند البته لزوماً همه از قوانين مشابهي براي دسترسي به فايل ها استفاده نمي كنند تعدادي از قلمرو هاي خصوصي را تصور كنيد كه تصميم گرفته اند با هم كار كنند اما هر كدام از رسم و رسوم خود پيروي مي كند ، در اينترنت با رجوع به بخش توصيف منابع هميشه مي توانيد فهميد كه مشغول استفاده از كدام سرويس دهنده ي مشخص هستيد آيا از GOPHER سرويس مي گيريد يا از FTP يا HTT نام سرويس دهنده ، راهي را كه از طريق آن يك رايانه كارش را انجام مي دهد مشخص مي كند . وجود همين نام در رشته اطلاعات مبادله شده باعث مي شود كه رد و بدل اطلاعات به درستي انجام گيرد .
دزدان رايانه اي و ويروس ها دزدان رايانه اي از وارد شدن در سايت هاي خصوصي لذت مي برند . اين سايت ها اغلب توسط نرم افزارهاي پيچيده اي به نام ديوار آتشين محافظت مي شوند . كليدهاي دسترسي به سرويس دهنده هاي خصوصي ماهواره رمزدار هستند و سرگرمي دزدان ايانه اي نيز شكستن همين رمزهاست . براي آنكه نشان دهند كه موفق به شكستن رمز شده اند اين دزدان از خود ردپايي به جا مي گذارند بعضي اوقات اين ردپا ها با مزه اند ولي بعضي وقت ها نيز خيلي جدي هستند شبيه به ديوار نويس ها اما از نوع ديجيتالي متأسفانه خرابكاري در اينترنت به سرشكنان محدود نمي شود اينترنت يك راه عبور و مرور براي پخش برنامه هاي نرم افزاري بدخيمي كه به قصد آسيب زدن نوشته شده اند است اينكه يك برنامه عملاً چقدر آسيب مي رساند ، چندان مهم نيست مهم اين است كه بايد از ويروسها بيشتر از آنچه بايد باشد است اما به هر حال اين ماجرا خيلي خيلي آزاردهنده است . دو نكته درباره ي اسامي : در اينترنت هم اسم وجود دارد و هم منابع ويژه . نشانگرهاي منابع يكسان چيزهايي را مثل گروه هاي خبري يا يك فايل را مشخص مي كنند بر روي وب ( web ) كا اينها بيشتر شبيه به آدرس هايي است كه براي مقصدهاي ارتباطي تعبيه شده است چيزي شبيه به نقشه ي جاده ها از اينكه دو شيوه ي مختلف براي بازگو كردن يك چيز وجود دارد تعجب نكنيد اين نامگذاري دو گانه بعضاً ناشي از مسائل زباني است و بعضاً نيز به تاريخ بر مي گردد . به ياد بياوريد اغلب شما مي توانيد چيزهاي زيادي را درباره ي يك سايت در اينترنت از روي اسم قلمرو آن ياد بگيريد اين اطلاعات به شما مي گويند كه به چه نوع سايتي دسترسي داريد براي مثال http شروع آدرسي در شبكه مربوط به سرويس دهنده هاي جهاني وب است براي همه ي آدرس هاي اينترنتي يك اسم قلمرو وجود دارد كه قسمتي است كه پس از علامت a در يك آدرس پست الكترونيكي مي آيد و اشاره به اسم سرويس دهنده دارد پس از ن كد يك قلمروي رده ي بالاتر به همراه يك نقطه و يك كد و يا سه حرفي مي آيد اغلب در انتها يك كد دو حرفي مربوط به كشور اضافه مي شود . نه قلمروي رده ي بالا وجود دارد كه مشخص كننده ي نوع ميزبان ها هستند gov يعني دولتي int به معني بين المللي ، net يعني سازمان شبكه اي ، co مشخص كننده ي يك شركت يا مؤسسه تجاري است ، com يك شركت آمريكايي است . mil ارتشي است edu يا ac معرف مؤسسه ها دانشگاهي هستند و org كه ناظر بر انواع سازمان هاي غير تجاري است قلمروهاي بين المللي دو حرف از اسم كشورها هستند مثل pl براي لهستان و uk براي انگلستان zw براي زميباوه و يا kz براي قزاقستان و ir براي ايران .
اسم ها مي توانند به نظر ساده باشند مثل اين abc.com و www يا وحشتناك باشند در كنار اسم قلمروها آدرس هاي ديگري هم هستند در يك پست الكترونيكي براي مثال قسمت چپ علامت ( a ) اسم استفاده كننده است . رايانه محلي مسئول تحويل دادن نامه در اين بخش است . خود اينترنت اداره كننده تحويل پيام يا فايل به بخش از آدرس است كه سمت راست علامت a قرار دارد و دو طرف (a) همه نوع جزئيات مربوط به يك آدرس مي تواند وجود داشته باشد و به همين دليل بعضي از آدرس هاي اينتنت مي توانند به نظر خيلي بلند و پيچيده بيايند . جزئيات آدرس مشخص كننده ي راهي است كه رايانه به وسيله ي آن شما را مستقيماً به آنچه بخواهيد پيدا كنيد راهنمايي مي كند اين موضوع كمي شبيه ه يك سيستم فهرست در يك كتابخانه است با طبقه بندي ها و زير گروه ها درست مثل يك سيستم قابل رايانه اي بزرگ به همين دليل بعضي از آدرس ها شامل يك چنين رشته اي از مطالب است . سيستم هاي عامل ، بسيار خوب ، يك سيتم پيچيده و گستردع از رايانه ها داريم كه مي توانند با استفاده از يك رشته كوه هاي عبور بر روي خطوط تلفن با هم ارتباط برقرار كنند همه ي اينها با هم يك گنجينه ي عظيم دانش و اطلاعات را ايجاد مي كنند كه هر كس مي تواند به آن دسترسي پيدا كند . اينترنت فقط به اين دليل كه ساده نيست نمي تواند ساده باشد اما كار با آن ساده است . تنوع زياد مطالب و وسايل بر روي اينترنت به مرور زمان مجموعه اي را تشكيل داده كه با هم كار مي كنند اما باز هم ضروري است كه شما با تجهيزات اينترنيت بهتر آشنا شويد .
اسامي ميزبان ايستگاه هاي كار unix رايج ترين شكل خدمات رسان ميزبان بر روي اينترنت هستند unix به بزرگي يا كوچكي حروف حساس است ( يعني براي يونيكس B با b فرق دارد ) و با حروف بزرگ و كوچك مثل دو حرف متفاوت رفتار مي كند . اين سيستم عامل اغلب اشكالات عجيب و غريب زيادي را باعث مي شود فكر نكنيد چون چيزي را نوشته ايد بي غلط است . حتماُ كارتان راه مي افتد هميشه بزرگي يا كوچكي حروف را وقتي كه يك اسم فايل ميزبان را مشخص مي كنيد بررسي كنيد .
ورودي هاي سيستم شخصي در ادارات عموماً كساني را پيدا مي كنيد كه از دستگاه هاي خود با اسم كاربر يا عنوان آن بخشي از اداره به علاوه ي يك شماره يا نام هاي توافق شده ي ديگري نام مي برند . اگر اين ريانه ها به هم متصل شوند و تشكيل يك شبكه محلي را با ساختار سرويس دهنده / گيرنده بدهند سرويس دهنده از اين اسامي براي فهميدن اين كه چه چيزي كجاست و كي چه كسي است استفاده مي كند البته رايانه ها از اسامي واقعي استفاده نمي كننده اما اسم ها را به رشته هاي كاملاً ملال آور اعداد تبديل مي كنند در اينجا نيز نكته ي اصلي آن است كه اسامي و در نتيجه اعداد براي هر دستگاه و كاربر مشخص و منحصر به فرد هستند .
وقتي به اينترنت متصل مي شويد دستگاه شما به پردازش هايي مشغول مي شود تا شما را به سرويس دهنده و از طريق آن به اينترنت وصل كند .
شما به يك رايانه احتياج داريد .
اينترنت مجموعه اي از سرويس دهندهها و وسايل سرويس گيرنده است كه در يك سيستم اشتراكي با استفاده از مودم ها و خطوط تلفن معمولي يا خطوط تلفن ديجيتالي اختصاصي مثل ISDN كار مي كنند بزرگ ترين مشكل اين اينترنت آن است كه هنوز هم به يك رايانه براي استفاده از آن احتياج داريد اين متأسفانه چيزي است كه شما بايد بپذيريد مسلماً روزي خواهد رسيد كه دستگاههاي تلويزيون نيز بتوانند اين كار را انجام دهند اما اگر تا آن موقع صبر كيند ديگر به احتمال زياد نخواهيد توانست از آن استفاده كنيد و نه خيلي به دردتان خواهد خورد اما چه نوع رايانه اي كدام رايانه براي اينترنت بهترين رايانه است ؟ پاسخ اين است : رايانه ي ديگران اين ارزان ترين و مناسب ترين نوع رايانه اي است كه مي شود براي اينترنت از آن استفاده كرد . از اين طريق شما مي توانيد از سر و كله زدن ووارد شدن به جزئيات خسته كننده دوري و در ضمن در قبض تلفن خود صرفه جويي كنيد در حقيقت بيشتر استفاده كنندگاه اينترنت از اين روش استفاده مي كنند . يعني در محل كار خود يا در دانشگاه از اينترنت استفاده مي كنند اين بهترين روش براي شروع كار است مقدار زيادي RAM بگيرد .
اگر براي وارد شدن به اينترنت فقط مي توانيد روي امكانات خودتان حساب كنيد به مقداري پول يا يك كارت اعتباري احتياج داريد چزي حدود يك ميليون تومان البته اگر امكان خريد تجهيزات بهتري داريد لذت بيشتري خواهيد برد چه مقدار RAM و ديسك گردان .
وقتي روي وب هستيد قادر خواهيد بود چندين سند وب را كه پر از تصاوير تمام رنگي و جذاب هستند باز كرده و به سادگي چاپ كنيد اگر 32 مگا بايت RAM داشته باشيد اگر 16 مگا بايت RAM داريد زندگي در اينترنت بسيار خسته و افسرده كننده و يكنواخت خواهد شد در نتيجه تا جايي كه مي توانيد RAM بيشتري تهيه كنيد .
كدام سيستم عامل سيستم عامل (OS) كنترل كننده رفتار رايانه است همان چيزي كه به رايانه مي گويد پس از اينكه روشنش كرديد چه كار كند . كنترل سر و وضع صفحه ي نمايش دسترسي به يك ديسك گردان و مانند اينها همه به عهده ي سيستم عامل است سسم عامل همچنين طريقه ذخيره ي فايل ها بر روي ديسك گردان ها را كنترل مي كند و براي شما امكان پيدا كردن آن چيزي كه دنبالش هستيد را فراهم مي آورد .
نرم افزارهاي كاربردي
نرم افزارهاي كاربردي برنامه هاي رايانه هستند كه تحت سيستمعامل عمل مي كنند و كار مشخصي راانجام مي دهند يك رايانه و سيستم عاملش مي توانند بدون برنامه كاربردي به راه بيفتند اما برنامه هاي كاربردي نمي توانند بدون سيستم عامل اجرا شوند برنامه هاي كاربردي ممكن است كارپردازش متن ، كارهاي بانكي ، طراحي صفحه آرايي ، فرستادن و گرفتن پيام هاي الكترونيكي را انجام دهند يا به شما ياد بدهند كه چگونه بايد تايپ كرد آنها به سيستم عامل براي كنترل رايانه و اطمينان حاصل كردن از وجود همه ي چيزهايي كه براي كاركردن لازم دارند وابسته اند . اگر مي خواهيد نرم افزار اضافه اي بخريد اول مطمئن شويد كه آن نرم افزار براي سيستم عامل رايانه ي شما نوشته شده است اگر كامپيوتر شما mac است خريدن نرم افزار word for windows فقط پول دور ريختن است اگر يك mac كهنه داريد دنبال خريدن photoshop5.5 نرويد زيرا مسلماً اين نرم افزار روي رايانه ي شما كار نخواهد كرد زيرا برنامه هاي كاربردي و سيستم عامل ناسازگار هستند شبيه به اين كه يك تلويزيون را در آمريكا بخريد و انتظار داشته باشيد كه در اروپا كار كند يا ر موتور ديزل بنزين بريزيد .
وارد شدن به اينترنت
چيزي كه به آن احتياج داريد وسيله اي است كه با آن بتوانيد وارد اينترت شويد شما مي توانيد اين كار را از طريق يكي از اين سه راه انجام دهيد راحت ترين روش اين است كه شركت خود را وادار كنيد براي شما اين كار را بكند كه همچنين ارزان ترين راه نيز هست .
راه ديگر آن است كه شما يك ISDN براي خودتان اجاره كنيد كه البته به طرز شگف انگيزي سريع و نيز گران قيمت است و مي توانيد به طور دائم به يك نقطه ي دسترسي به اينترنت متصل باشيد در اين صورت شما ديگر نيازي به مودم نداريد اما به يك كار ISDN نياز داريد كه به محتويات رايانه شما اضافه شود يا مي توانيد از يك مودم براي اتصال به يك فراهم كننده ي سرويس اينترنت كه داراي نقطه ي دسترسي است استفاده كنيد هر راهي را كه انتخاب كنيد مجبوريد كه هزينه ي اجاره ي دسترسي به اينترنت رابپردازيد .
اجاره ي يك خط ISDN فقط هنگامي موجه است كه مشا وظيفه داشته باشيد .
دسترسي به اينترنت را براي خانواده ها هظيم تجاري فراهم آوريد و يا اگر خيال داريد عمر خود را در اينترنت سپري كنيد .
نقاط دسترسي به اينترنت نقاط دسترسي به اينترنت در تعداد دسترسي هايي كه مي توانند در يك زمان ايجاد كنند متفوتند و همچنين كارآيي آنها را كنترل ترافيك ورودي ها و خروجي ها با يكديگر متفاوت است .
POP به رايانه اي موبوط مي شود كه فراهم كننده دسترسي شما به اينترنت است و شما مي توانيد با آن تماس بگيريد و از آن طريق به اينترنت وارد شوديد اين يكي از واژه هاي كوچكي است كه شما بايد سعي در فهميدن آنها داشته باشيد چرا كه اين كلمه بخشي از فرهنگ لغت اينترنت است نقاط دسترسي بع اينترنت رايانه هايي هستند كه معمولاً خيلي قوي تر از رايامه ي شما بوده و يك نقطه ي ارتباط عمومي بين بخش هايي از يك شبكه محلي و شبكه هاي ديگر در محل هاي ديگر ايجاد مي كنند در سرتاسر دنيا هزاران نقطه ي دسترسي وجود دارد از يك نقطه ي كوچك وضعيت گرفته تا نقاط عظيم همه اين نقاط مي توانند از TCP / ip يك ضرورت مهم فن آوري است كه مانند تپش قلب اينترنت را حفظ مي كند و همهي جنبه هاي محاسبه و ارتباط را در كنار هم نگاه مي دارد .
به انداره ي كافي POP بگيريد : كاركردن با ك ارائه كننده ي سرويس اينترنت ( Isp ) كه نقاط حضور زياد يا يك شماره چند تايي ندارد اگر شما در شيراز زندگي مي كنيد و مشترك يك isp از كرج كه فقط دو تا pop دارد زيرا همه چيز كند و خسته كننده خواهد بود .
يك ISP چه جيزي را بايد فراهم كند .
يك ارائه كننده ي سرويس اينترنت داراي رايانه ها مردم ها و خطوط تلفن است افرادي را كه در استخدام دارد كه از رايانه سر در مي آورند ISP براي شما يك محدوده ي زماني ( عموماً بر پايه ماه ) براي دسترسي به اينمنابع تعريف مي كند و همچنين تعدادي نرم افزارهاي تنظيم رايگان نيز به شما مي دهد . دست كم ISP هاي خوب اين كارها را انجام مي دهند يك ارائه كننده ي سرويس خوب بايد دست كم دسترسي به اطلاعات را با سرعت 28800 PPS را فراهم كند رايانه ي شما و رايانه هاي ISP به وسيله ي خطوط تلفن با يكديگر صحبت مي كنند و هر كدام از يك مودم ، براي ارتباط پيام هاي بين خودشان استفاده مي كنند يك ضريب كابر به مودم ها در حدود 12 به يك حداقل چيزي است كه بايد به شما ارائه دهند در غير اين صورت شما زندگي خود را با سبز شدن علف زير پاي خودتان سپري خواهيد كرد و هر وقت مودم شما شماره POP را مي گيرد فقط صداي بوق اشغال را خواهيد شنيد اين هم دليل هم دليل ديگري است كه مردم فكر مي كنند اينترنت پرسد و صدا و كند است مثل خيلي چيزهاي ديگر اين مشكلات ناشي از فن آوري نيست بلكه نتيجه ي كمبود فن آوري است نقش ISP در پيكر بندي : پيكر بندي يا تنظيم نرم افزار ICP / IP به شكلي بالا كه براي رايانه ي شما قابل فهم باشد و تنظيم مودم و مشاره تلفن ISP از اصلي ترين كارها براي موفقيت آميز بودن ماجرا جويي شما در اينترنت است .
اگر شما يك رايانه ي آثاري يك Amiga يا يك acorn داريد انتخاب سرويس بسيار مهم است نرم افزارهاي اينترنت كه به درد اين ماشين ها بخورد خيلي زياد نيستند در واقع براي آنتكه بتوانيد از اين رايانه ها براي دسترسي به اينترنت استفاده كنيد ارائه دهنده ي سرويس شما بايد تقريباً به يك معجزه ي ديجيتالي دست بزند .
ارائه دهنده هاي سرويس هاي بين الملي علاوه بر ارائه كنندگان معمولي سرويس شركتهايي نيز هستند كه در عين حالي كه شما را به اينترنت وصل مي كنند سرويس ويژه اي نيز ارائه مي دهند آنها به خصوص براي دسترسي بين المللي بسيار مفيد هستند چون pop هاي بسياري دارند . كامپيوتر سرور AOL شناخته ترين سرويسهاي بين المللي كامپيوتر سرور AOL هستند سروسيهاي منطقه اي بيشتري نيز مثل شبكه ي مايكرو.سافت وجود دارند و ديگر شبكه هاي كوچكتري كه به گروهاي خيلي خاص سرويس مي دهند . هر ارائه كننده اي سرويس هزينه ماهيانه اي از شما مي گيرد وهمچنين ممكن است هزينه اي نيز بابت تنظيم سيستم از شما طلب كند ببينيد در قبال اين هزينه چه خواهيد گفت توجه داشته باشيد مدت مجاز شما براي استفاده از نقطه حضور محدود نباشد . همينطور اگر به سرويسهاي كامپيوتر سرور يا AOL احتياج نداريد ارائه كننده ي سرويس را انتخاب كنيد كه شما دسترسي نامحدود به شبكه با يك نرخ ثابت ماهيانه مي دهد . البته اگر ارائه دهنده هاي سرويس اين نوع سرويس اين نوع سرويس را به شما پيشنهاد مي دهند تعداد زيادي از ارائه كنندگان سرويس نرخ پيشنهادي دسترسي بسيارارزاني دارند اگر شما قصد نداريد فقط هر جمعه در ميان آن هم فقط ساعت 5/3 صبح حق دسترسي به اينترنت را داشته باشيد كه نرخ خها هم خيلي ارزاننيست همچنين بايد پشتيباني هاي ممكن را هم بررسي كنيم اگر شما مي توايند اطمينان داشته باشيد كه پس از يك تنظيم اوليه ديگر به مشكلي براي ورود به اينترت بر نخواهيد خورد ديگر براي پدرئداخت هزينه ي تنظيم كار درستي نيست .
اگر به ارائه دهنده ي سرويس پول مي دهيد بهتنظيم سيستم شما را به طور مستمر كنترل كند براي اين است كه او دسترسي شفاف و فارغ از نگراني اي براي شما فراهم كند البته پس از آن شما بايد در وابستگي طولاني به آن ارائه كننده ي سرويس به سر ببريد ولي متوانيد به راحتي به اين نتيجه برسيد كه پس از مدتي خودتان از عهده ي اين كار بر خواهيد آمد وقتي با دنياي جديدتان آشنا شديد ممكن است كه ديگر هيچ وقت به كمك احتياج پيدا نكنيد شما ارائه دهنده هاي سرويس يك دوره ي آزمايش رايگان را براي يكي دو ماه عرضه مي كنند .
منابع اينترنت آشنايي با منابع اينترنت قدم بعدي است آنها پروتكل هاي سيستم خاص زيادي هستند كه tcp / IP وظيفه انتقال دادنشان را دارد .
شبكه آرا هيچ گاه به عنوان يك ابزار به كار گرفته نشد بلكه به عنوان زمينه اي براي انجام ساير كارها مورد استفاده قرار خواهد گرفت وقتي طراحان ابزار و ادوات رايانه اي مطمئن شدند كه اساس اين شبكه به خوبي كار مي كند شروع به استفاده از شبكه براي چيزهاي ديگر كردند مثل فرستادن پيام ها از يك نقطه به نقطه ديگر اين ابتداي پست الكترونيكي بود كار ديگري كه آنها سعي در انجام آن داشتند استفاده از رايانه ها به عنوان شبيه ساز پايانه ها براي بعضي از دستگاههاي كنترل از راه دور بود .
درباره ي Telnet
پس از يانكه شبيه ساز پايانه شكل گرفت قدم بعدي كار كردن با همه ي رايانه هاي متصل شده به طور يكسان بود تا بتوان فايلهاي ديجتالي را به سهولت رد وبدل كرد يادمان نرود كه رايانه ها از سيستم هاي عامل متفاوتي استفاده مي كردند بنابراين اين كار ابداً پيش پا افتاده نبود براي انجام اين كار بود كه ftp متولد شد اما قبل از آن لازم است به telnet يكي از لايه هاي اساسي اينترنت بپردازيم بعد از پست الكترونيكي telnet قديمي ترين سرويسهاي بر روي اينترنت است امروزه telnet يك پروتكل است كه به شما اجازه مي دهد تا با استفاده از اينترنت وارد رايانه ي ديگران شويد بنابراين شما هزينه ي تماس مستقيم را نمي پردازيد و درست مثل ديگر كاربران پايانه اي كه به آن ماشين وصل شده اند به حساب مي آيند اين بسيار مفيد است زيرا اگر باهوش باشيد مي توانيد از telnet استفاده كنيد تا محدويت ها را ناديده بگيريد و به جاهايي مانند گروه هاي خبري شخصي وارد شويد telnet رابطي است شبيه يك تابلوي خبري كه هم در دسترس عموم است و هم سيستم هاي شخصي مي توانند از آن استفاده كنند.
چگونگي استفاده از telnet
telnet براي اتصال از برنامه هاي كاربردي استفاده مي كند زيرا اساساً نوعي شبيه ساز پايانه است و روزهايي را به ياد مي آورد كه كاربران با پايانه هاي گنگي كار مي كردند كه تنها چشم اندازي از درون رايانه اي كه در جاي ديگري قرار داشت بود اگر به كلمه ي عبور نياز باشد ، قاعدتاً آدرس پست الكترونيكي به جاي كلمه ي عبور كفاف خواهد داد كه بايد يك اجازه و يك كلمه ي عبور بگيريد وقتي موفق شديد به يك سايت وارد شويد مي توانيد از ftp براي پياده كردن و بازيابي فايل ها استفاده كنيد شما اكنون مي توانيد به وسيلة جستجوگر وب خود سايت هاي telnet دسترسي پيدا كنيد .
MuD ها
telnet يكي از شيوه هاي معمولي براي متصل شدن به آن چيزي است كه ابعاد چند كاربر MuD نام دارد . منشأ MuD ها را بايد در بازي هاي رايانه اي جستجو كرد و بيشتر آنها از بازي سياه چاله واژدها مشتق شده اند اينها بازي هاي دو سويه هستند لزوم ايجاد MuD از اينجا ناشي شد كه طراحان بازي هاي رايانه اي درصدد ساختن بازي هايي بر آمدند كه در آن واحد چند بازيكن داشت MuD ها همچنين براي تحصيل و آموزش مفيد هستند اما هنوز به طور گسترده از آنها براي اين كار استفاده نشده است .
سرويس دهنده هاي ftp
قدمت ftp چنيدن سال بيشتر از وب است و بخش عمده اي از هسته ي مركزي اينترنت به شمار مي آيد اولين وسيله هاي اشتراكي در سيستم هاي بين شبكه اي گسترده از يك پروتكل انتقال فايل استفاده مي كردند تا از ايمني انتقال فايلها از يك ماشين به يك ماشين ديگر اطمينان حاصل كنند ftp هنوز هم گسترده ترين روش براي جابجايي فايلهاي بزرگ در اينترنت است اگر چه كمترين ميزان توجه عمومي را به خود جلب كرده است در آنجا خزانه اي از گنجينه هاي متعدد و با ارزش از سايت هاي ftp وجود دارد كه در كنار هزاران چيز ديگر انواع امكانات نرم افزاري به صورت رايگان يا به شرط در اختيار گذاشتن نتايج حاصل از استفاده از آنها قابل دسترسي است البته مراقب ويروس ها و خطا ها باشيد سايت هاي ftp توسط كلمه رمز محافظ شده اند و نياز به اسم ورود رمز دارند اما خيلي از آنها نيز باز هستند و مي توانيد همچون يك كاربر ftp گمنام وارد آنها شويد با اين كار مي توانيد با استفاده از آدرس پست الكترونيكي خود به جاي كلمه رمز فايل هاي خود را جابجا كنيد اما در اكثر موارد حتي احتياج به اين حداقل اسم ورود و كلمه ي رمز هم نداريد براي مثال دانشگاه ها در طول روز و عصر مقدار زيادي ترافيك كاربري دارند اما در نيمه شب اين مقدار تراكم كمتر است اگر همه ي كار هاي شما وقت گذراني است اين كار را هنگامي انجام دهيد كه مزاحم كسي نيستيد .
جسجو كردن در سايتهاي ftp
شما به يك نرم افزار سرويس دهنده ي ftp نياز داريد روان ورود از يك بسته ي نرم افزاري به بسته اي ديگر متفاوت است بنابراين تا وقتي مطمئن نشده ايد كه مي خواهيد زحمت دسترسي مستقيم را بكشيد با استفاده از جسجو گر وب خود از سايت ftp ديدن كنيد از روال ورود به سايت هاي ftp پيروي كنيد و منتظر باشيد كه با ديدن يك چنين منظره هايي بر روي رايانه اي خود متحير و وحشت زده شويد شما با مجموعه اي از زير شاخه ها با هزاران فايل روبرو خواهيد شد و براي پيدا كردن آن چيزي كه مي خواهيد بايد به جستجو بپردازيد يك شروع خوب مي تواند بازديد از همه ي فايل هاي كمكي فايل هاي فهرستي و چيزهايي باشد كه شبيه به اطلاعات در مورد سايت هستند اين كار به شما كمك مي كند كه زمانم جستجو را كوتاه كنيد و مكن است كه شما ايده هاي خوبي براي استفاده از منابع خوبي براي استفاده ا اينمنابع سايت نشان مي دهد بسياري از فايل هاي ftp به صورت فايل هاي فشرده انبار شده اند به همين علت ممكن است هنگامي است كه آنها از حالت فشرده خارج كرديد با فايل هاي بزرگي مواجه مي شويد مطمئن شويد كه فضاي ديسك كافي براي اين كار را داريد همچنين خيلي از سايت هاي ftp زمان دسترسي و تعدا افرادي را كه در آن واحد از آن استفاده مي كنند محدود كرده اند .
تست روانشناسی برای زوج ها
با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید. مثلاً اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.
۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲ ب) توکیو: رجوع به سوال ۳ پ) پاریس: رجوع به سوال ۴
۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحمانگیزی به گریه افتادهاید؟!
الف) بله: رجوع به سوال ۴ ب) خیر: رجوع به سوال ۳
۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار میکنید؟!
الف) نیم ساعت دیگر صبر میکنید: رجوع به سوال ۴ ب) فوری از محل قرار میروید: رجوع به سوال ۵ پ) آنقدر صبر میکنید تا بیاید: رجوع به سوال ۶
۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟
الف) بله: رجوع به سوال ۵ ب) خیر: رجوع به سوال ۶
۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان میدهید؟
الف) از این کار امتناع میکنم : رجوع به سوال ۶ ب) برای مدت کوتاهی دستش را میگیرم: رجوع به سوال ۷ پ) پیشنهادش را قبول میکنم و دستش را میگیرم: رجوع به سوال ۸
۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟
الف) بله: رجوع به سوال ۷ ب) خیر: رجوع به سوال ۸
۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟
الف) بله: رجوع به سوال ۹ ب) خیر: رجوع به سوال ۱۰
۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟
الف) مرد: رجوع به سوال ۹ ب) زن: رجوع به سوال ۱۰ پ) اهمیتی ندارد: شخصیت نوع ۴
۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟
الف) بله: شخصیت نوع ۲ ب) خیر: شخصیت نوع ۱
۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟
الف) بله: شخصیت نوع ۲ ب) خیر: شخصیت نوع ۳
پاسخ تست:
شخصیت نوع یک؛ به شما تبریک میگوییم: شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید. حتی از منظر او شما زیبایی چشمگیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید. بلکه شخصیت شوخطبع و لطیفی دارید. شما فرد فرهیختهای هستید و میدانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقتتان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار میروید.
شخصیت نوع دو؛ کاملا" خوب: شما به راحتی همسرتان را جذب میکنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمیکنید. شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.
شخصیت نوع سه؛ بد نیست: شما نمیتوانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر آنها با شما کنار بیاید. سعی میکنید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانهای داشته باشید. شما در چشم دوستانتان فردی کاملاً صمیمی هستید.
شخصیت نوع چهار؛ مواظب باشید:شما نمیتوانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید. گاهی مواقع از خودتان بیتفاوتیهایی نشان میدهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید .
چگونه پسوند صفحات وب را مخفی کنیم !!! (آموزش asp.net)
برای این کار راههای مختلفی در اینترنت وجود داره و که من به یکی از راحت ترین و بهترینشون می پردازم .
ابتدا باید در مورد یکی از متدهای موجود در دات نت که این امکان رو به ما میده صحبت کنم . متد HttpContext.RewritePath() به ما این اجازه رو می ده که به طور داینامیک آدرسی خاص که توسط مرورگر درخواست میشه رو به مسیری جدید redirect کنیم . به عنوان مثال هر گاه آدرس http://www.mysite.com/mypage.html درخواست شد ، به آدرس http://www.mysite.com/mypage.aspx هدایت بشیم .
خب ، با دونستن این مطلب مساله رو به این شکل فرض می کنیم که : ما یک وب سایت داریم به نام www.HideExtensions.com که این سایت حاوی یک دایرکتوری به نام Dir1 می باشد و درون این دایرکتوری دو صفحه موجود است به نام های Page1.aspx و Page2.aspx . در root سایت هم صفحه Default.aspx رو داریم که حاوی دو Button هست که هر یک ما رو هدایت می کنه به یکی از دو صفحه فوق .
حالا می خوایم زمانی که به صفحه Page1.aspx میریم در نوار آدرس این تغییر بوجود بیاد :
http://www.HideExtensions.com/Dir1/Page1.aspx ---> http://www.HideExtensions.com/Dir1/Page1/
راه حل : به سایتمون فایل global.asax را اضافه می کنیم . ( کلیک راست بر روی وب سایت ، انتخاب گزینه Add New Item… و انتخاب گزینه Global Application Class ) . سپس درون این فایل متد زیر را اضافه می کنیم :
Code:
void Application_BeginRequest(object sender, EventArgs e) { string fullOrigionalpath = Request.Url.ToString(); if (fullOrigionalpath.Contains("~/Dir1/(.+)/")) { Context.RewritePath("~/Dir1/$1.aspx"); } }
این متد زمانی فراخوانی میشه که یک درخواست برای مشاهده یک آدرس به سرور ارسال میشه . آدرس درخواست شده درون متغیر fullOrigionalpath ذخیره میشه و بررسی می کنیم چنانچه این آدرس متعلق به یکی از صفحات درون دایرکتوری Dir1 باشه و شکل آدرس درخواستی مثلا به شکل ~/Dir1/Page1/ باشه اون رو به آدرس واقعیش هدایت کنه . عبارت (.+) به معنای "هرچیزی" هست ، یعنی هر چیزی بعد از /Dir1/ بیاد به جای عبارت $1 در دستور Context.RewritePath("~/Dir1/$1.aspx"); قرار بگیره . مثلا اگر ما آدرس ~/Dir1/Page1/ رو درخواست کنیم به آدرس ~/Dir1/Page1.aspx میریم .
حالا لازمه مجوزهایی رو درون web.config ایجاد کنیم که به ما اجازه پردازش آدرسهای فوق رو بده . برای این کار یک dll بسیار مفید و کارساز وجود داره که لازمه دانلود کنیم . پس از دانلود این dll که نامش هست Intelligencia.UrlRewriter.dll اون رو به دایرکتوری bin وب سایتمون اضافه می کنیم (add reference) .
حالا به web.config رفته و در زیر تگ <configuration> عبارت زیر رو قرار میدیم.
Code:
<configSections> <section name="rewriter" requirePermission="false" type="Intelligencia.UrlRewriter.Configuration.RewriterConfigurationSectionHandler, Intelligencia.UrlRewriter" /> </configSections>
و پس از تگ <system.web> ، عبارت زیر را :
Code:
<httpModules> <add name="UrlRewriter" type="Intelligencia.UrlRewriter.RewriterHttpModule, Intelligencia.UrlRewriter"/> </httpModules>
و بالاخره بعد از تگ بسته </system.web> عبارت زیر را وارد می کنیم :
Code:
<rewriter> <rewrite url="~/Dir1/(.+)/" to="~/Dir1/$1.aspx" /> </rewriter>
حالا کافیه در صفحه Default.aspx دو عدد Button بگذارید و در رویداد هر یک کدهای زیر رو وارد کنید :
Code:
protected void Button1_Click(object sender, EventArgs e) { Response.Redirect("~/Dir1/Page1/"); } protected void Button2_Click(object sender, EventArgs e) { Response.Redirect("~/Dir1/Page2/"); }
همین!
من سورس مثال بالا را در قالب یک فایل زیپ به همین مطلب پیوست کردم که شامل dll مورد نظر هم هست .
امیدوارم توضیحات کامل باشه . هر جا سوالی بود در خدمتم!
در مجادلهها و گفتوگوهایی که این روزها در مورد ایران و آینده آن صورت میگیرد، اغلب در اظهارنظرها، مرزها و تمایز سه مفهوم نظامیان، قدرت نظامی و نظامیگری رعایت نمیشود و داوری در مورد یکی از آنها به دو تای دیگر نیز تعمیم داده میشود. برای پرهیز از چنین خطایی یادآوری برخی نکات ضروری به نظر میرسد. امیدوارم این سطور کمکی در این جهت باشد.
۱/ تأمین «امنیت ملی» یکی از اهدافی است که هر حکومت مردمی آن را دنبال میکند. هم ملتها و هم حکومتهای مبتنی بر ملت، به دنبال دستیابی
در مجادلهها و گفتوگوهایی که این روزها در مورد ایران و آینده آن صورت میگیرد، اغلب در اظهارنظرها، مرزها و تمایز سه مفهوم نظامیان، قدرت نظامی و نظامیگری رعایت نمیشود و داوری در مورد یکی از آنها به دو تای دیگر نیز تعمیم داده میشود. برای پرهیز از چنین خطایی یادآوری برخی نکات ضروری به نظر میرسد. امیدوارم این سطور کمکی در این جهت باشد.
۱/ تأمین «امنیت ملی» یکی از اهدافی است که هر حکومت مردمی آن را دنبال میکند. هم ملتها و هم حکومتهای مبتنی بر ملت، به دنبال دستیابی به حالتی هستند که در آن ملت بتواند فارغ از تهدید از دست دادن تمام یا بخشی از جمعیت،
کپی برداری منوط به کسب اجازه از مدیریت است